واکنش مورالس به اقدام خانمی که جای او را غصب کرد

به نوشته رویترز، با استقبال مقام‌های مکزیکی از اوو مورالس رئیس‌جمهور مستعفی بولیوی بعد از اعطای پناهندگی به او، یک مقام آمریکایی مدعی شده که این کشور پیشتر توسط مکزیک در جریان اعطای پناهندگی سیاسی به مورالس قرار گرفته بود.

یک «مقام ارشد دولت ترامپ» که نامش منتشر نشده، از خروج اوو مورالس از بولیوی بعد از استعفای او از ریاست جمهوری استقبال کرد.

این مقام ناشناس آمریکایی ادعا کرد که خروج مورالس از بولیوی گامی مثبت برای شروع آرام کردن اوضاع در بولیوی است.

وی همچنین مدعی شد که «مکزیک ایالات متحده را از قصد خود برای پیشنهاد پناهندگی به مورالس مطلع کرده بود و ما هم حمایت لجستیکی‌مان را برای این موضوع پیشنهاد کردیم».

این مقام آمریکایی توضیح بیشتری درباره ادعای خود مبنی بر ارائه پیشنهاد کمک به مکزیک در موضوع ارائه پناهندگی به مورالس ارائه نکرد.

«جنینه آنز»

اظهارات این مقام دولت ترامپ در حالی مطرح شده که در صحنه تحولات بولیوی، بعد از خروج مورالس از کشور و حضور او در مکزیک، «جنینه آنز» معاون دوم مجلس سنای این کشور با برگزاری یک نشست، خودش را «رئیس‌جمهور موقت بولیوی» خواند.

به نوشته خبرگزاری «تاس»، اقدام خانم آنز که از مخالفان شناخته شده اوو مورالس بوده است، با واکنش مورالس مواجه شد و او این اقدام را گواه دیگری بر «کودتا» در بولیوی خوانده است.

بعد از استعفای مورالس و معاون او، رئیس مجلس سنای بولیوی هم که از حامیان رئیس‌جمهور بود و طبق قانون این کشور بعد از رئیس‌جمهور، کفیل ریاست جمهوری محسوب می‌شد، از سمت خود استعفا داده بود.

پیش از این دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا ضمن ابراز رضایت از استعفای اوو مورالس، تلویحاً خواستار وقوع کودتایی مشابه در ونزوئلا و نیکاراگوئه شد.

ترامپ با صدور بیانیه‌ای ضمن «غیرقانونی» ادعا کردن دولت‌های ونزوئلا به ریاست «نیکلاس مادورو» و نیکاراگوئه به ریاست «دنیل اورتگا»، گفت، استعفای مورالس زنگ خطر را برای این دولت‌ها به صدا درآورده است.

به نوشته خبرگزاری «رویترز» وی در این بیانیه مدعی شد: «استعفای روز گذشته رئیس‌جمهور اوو مورالس، لحظه مهمی برای دموکراسی در نیم‌کره غربی بود. این تحولات پیام محکمی را به رژیم‌های نامشروع در ونزوئلا و نیکاراگوئه می‌دهد که اراده مردم همواره پیروز است».

مورالس در واکنش به تکیه «جنینه آنز» بر کرسی ریاست جمهوری بولیوی گفت: «این خیانت‌بارترین و وحشتناک‌ترین کودتا در تاریخ است».

او افزود: «سناتور دست راستی افراطی و وابسته به کودتاچیان، بدون به حد نصاب رسیدن قانونگذاران در مجلس و در جمع حامیانش و با کمک نیروهای مسلح و پلیس که مردم را سرکوب می‌کنند، خودش را رئیس سنا و سپس رئیس‌جمهور موقت خواند».

او پیش از این در توضیح چرایی استعفای خود از ریاست جمهوری به رغم اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بولیوی و تایید رسمی پیروزی او در این انتخابات گفته بود که به دلیل اجتناب از «ریخته شدن خون برادران و خواهرانمان در بولیوی» از ریاست جمهوری استعفا داد.

مورالس روز گذشته در بدو ورود به مکزیک به طرح سوء قصد به  جان خود از جانب مخالفان خبر داد و  از اقدام دولت مکزیک در اعطای پناهندگی قدردانی کرد. وی همچنین قول داد: «مادامی که زنده هستم به مبارزات سیاسی ادامه خواهم داد» 

310311

طلا مترصد فرصت برای افزایش قیمت

 هر اونس طلا برای تحویل فوری در معاملات روز جاری بازار سنگاپور تغییری نداشت و ۱۴۵۸ دلار و ۵۹ معامله شد.در بازار معاملات آتی آمریکا، هر اونس طلا با ۰.۴ درصد افزایش، در ۱۴۵۹ دلار و ۱۰ سنت ایستاد.دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا در سخنرانی در کلوب اقتصادی نیویورک گفت: مذاکره‌کنندگان آمریکایی و چینی به فاز اول توافق نزدیک شده‌اند اما هیچ جزییاتی از مذاکرات نداد.

به گفته مایکل مک کارتی، استراتژیست ارشد بازار در شرکت “سی‌ام‌سی‌مارکتس”، روند نزولی قیمت طلا متوقف شده است. ترامپ از یک سو می‌گوید توافق نزدیک است و از سوی دیگر می‌گوید اگر توافق حاصل نشود، تعرفه‌ها را افزایش خواهد دید. این مسئله به وضعیت تجاری کمک نکرده اما از قیمت طلا پشتیبانی کرده است. وی در ادامه افزود: معامله طلا در یک بازه محدود نشان دهنده ابهامات است و باعث می‌شود معامله‌گران درباره امضای فاز اول توافق تجاری به تردید بیافتند.

اما رشد ارزش دلار که نزدیک به بالاترین حد خود در یک ماه گذشته قرار گرفت و طلا را برای خریداران غیرآمریکایی گران‌تر کرد، رشد قیمت طلا را محدود کرده است.

طلا

بازارهای سهام وال استریت و آسیا به دلیل نگرانی‌های رو به رشد نسبت به عدم حصول توافق تجاری میان آمریکا و چین، سقوط کردند. مناقشه تجاری ۱۶ ماهه آمریکا و چین و ابهامات پیرامون خروج انگلیس از عضویت اتحادیه اروپا، بازارهای مالی را ملتهب کرده و نگرانی‌ها نسبت به کندی رشد اقتصاد جهانی را برانگیخته و قیمت طلا را از ابتدای سال ۲۰۱۹ تاکنون بیش از ۱۳ درصد بالا برده است.بر اساس گزارش رویترز، جروم پاول، رییس بانک مرکزی آمریکا قرار است درباره دورنمای اقتصادی به ارایه توضیحات در برابر کمیته اقتصادی مشترک کنگره بپردازد.

ناآرامی سیاسی در هنگ کنگ که قطب مالی آسیا به شمار می‌رود، از طلا به عنوان دارایی امن اندکی حمایت کرده است. ریسکگریزی در بازار اغلب از قیمت طلا که در شرایط ناآرامی سیاسی و اقتصادی به پناهگاه مطمئن دارایی تبدیل می‌شود، حمایت می‌کند.

موجودی طلای “اس پی دی آر گلد تراست” که بزرگترین صندوق سرمایه‌گذاری تحت پشتوانه طلا در جهان است، روز سه‌شنبه به پایین‌ترین حد از ۲۰ سپتامبر کاهش پیدا کرد که منعکس‌کننده کاهش تمایل سرمایه گذاران بود.

در بازار سایر فلزات ارزشمند، هر اونس نقره برای تحویل فوری ۰.۵ درصد رشد کرد و در ۱۶ دلار و ۸۵ سنت قرار گرفت. هر اونس پلاتین برای تحویل فوری با ۰.۲ درصد افزایش، به ۸۷۰ دلار و ۲۶ سنت رسید. هر اونس پالادیم برای تحویل فوری ۰.۱ درصد افزایش یافت و به ۱۷۰۱ دلار و ۱۵ سنت رسید.

۲۲۳۲۲۳

منتظر برگشت قیمت ارز باشید، انفجار قیمت در راه نیست

محمد لاهوتی در گفت‌وگو با خبرگزاری خبرآنلاین درباره دلایل افزایش نرخ دلار در هفته‌های گذشته گفت: به‌هرحال در هفته‌های گذشته یک‌سری اتفاقاتی افتاده که می‌شود گفت شاید افزایش نرخ دلار به دلیل جو روانی‌ای باشد که به دلیل این اتفاقات به وجود آمده است.

وی افزود: یکی از این اتفاقات، گام چهارم ایران در برجام است که یک مقدار با واکنش کشورهای اروپایی مواجه شده است. نکته بعدی نیز به اتفاقات منطقه‌ای به خصوص در حوزه عراق برمی‌گردد. رییس کنفدراسیون صادرات ایران تصریح کرد: با این وجود، از نظر فاکتورهای اقتصادی اتفاق خاصی نیفتاده؛ ضمن این‌که کماکان عرضه ارز در نیما بیش از تقاضای آن است. ارز صادراتی برای واردات نیز رونق بیشتری گرفته و حتی ثبت‌سفارش وارداتی با ارز صادراتی در سازمان صمت دو روز بیشتر طول نمی‌کشد تا تایید شود.

لاهوتی ادامه داد: بر این اساس، تقریبا می‌توان گفت حدود ۲ تا ۳ درصد افزایش نرخ ارز را به دنبال داشته، بیشتر جنبه روانی دارد و به نظر می‌رسد ثبات نرخ ارز ادامه خواهد داشت و بازار با گذشت چند روز آرام می‌شود و به شرایط قبلی برمی‌گردد.

وی عنوان کرد: توجه داشته باشید افزایش قیمت‌ها بیشتر مربوط اسکناس و تقاضای خرد است و اعداد و ارقام این معامله بسیار کوچک است و در بخش تجاری نیست.رییس کنفدراسیون صادرات ایران در پاسخ به این پرسش که پیش‌بینی شما این است که نرخ دلار در روزهای آینده به گذشته برمی‌گردد؟ متذکر شد: بستگی به عوامل زیادی دارد. به‌هرحال باید ببینیم عکس‌العمل اروپایی‌ها چه خواهد بود و گزارشی که آژانس داده، به چه سرانجامی می‌رسد. همه این‌ها می‌تواند تاثیرگذار باشد.

لاهوتی گفت: آنچه مسلم است، براساس فاکتورهای اقتصادی اگر اتفاق خاصی نیفتد و موضوع خاصی پیش نیاید، مجددا شرایط به حالت عادی برمی‌گردد؛ ضمن این‌که نوسان ارز تا ۲، ۳ درصد در همه شرایط وجود داشته و خیلی عدد بزرگی نیست.

وی افزود: در عین حال، ما به سمت پایان سال میلادی هم داریم می‌رویم و ممکن است تقاضای ارزهای خرد با افزایش سفرها افزایش یابد.رییس کنفدراسیون صادرات ایران تصریح کرد: من فکر می‌کنم اگر اتفاق خاصی نیفتد و موضوع خاصی پیش نیاید، شرایط باثبات نرخ ارز ادامه پیدا می‌کند.

کف قیمت دلار چه رقمی است؟

لاهوتی در پاسخ به این پرسش که کف قیمت دلار چه رقمی است؟ عنوان کرد: کسی که عدد را بخواهد اعلام کند، بستگی به این دارد که با چه فرمولی محاسبات را انجام می‌دهد. شما اگر از سال ۵۷ با تورم بخواهید حساب کنید، یک نرخ در می‌آید. اگر از سال ۷۴ که برای اولین‌بار بعد از انقلاب بحث تک‌نرخی شدن ارز مطرح شد و موفق هم نبود، بخواهید حساب کنید، یک عدد در می‌آید. اگر از دهه ۸۰ دولت اصلاحات که واقعی‌سازی نرخ ارز اتفاق افتاد بخواهید حساب کنید، یک عدد در می‌آید.

وی افزود: آنچه که به نظر می‌رسد، میانگین آن زیر ۱۰ هزار تومان است. مازاد این عدد بستگی به شرایط دارد. به هرحال تحریم‌ها وجود دارد و واردات از هر جایی امکان‌پذیر نیست و پول نفت به نوعی به چرخه اقتصادی برای مصرف برنمی‌گردد. بر این اساس، همه این‌ها حباب را ایجاد می‌کند.

دلار ۸ هزار تومانی در بودجه انتخاب درستی است؟

رییس کنفدراسیون صادرات ایران در پاسخ به این پرسش که صحبت از دلار ۸ هزار تومان در بودجه ۹۹ می‌شود، آیا این عدد انتخاب درستی می‌تواند باشد؟ اظهار داشت: به‌هرحال عددی که در بودجه می‌آید، مبنای نرخ دلار نیست، یک عدد فرضی برای محاسبات درآمدهای دولت به ریال و هزینه‌کرد دولت براساس بودجه سنواتی است.

لاهوتی افزود: هر چه نرخ دلار واقعی‌تر باشد، به طور قطع می‌تواند شفافیت بیشتری ایجاد کند و دخل و خرج دولت را بیشتر شفاف کند. ولی نکته‌ای که وجود دارد، این است که ۸۵ درصد واردات، واردات کالاهای واسطه‌ای و کالاهای خط تولید هستند. ۱۵ درصد کالای مصرفی ما هم کالاهای به نوعی ضروری مورد نیاز مثل دارو و بخشی هم کالاهای مصرفی مثل موبایل هستند.

وی تصریح کرد: بر این اساس، اگر نرخ دلار در بودجه به ۸ هزار تومان برسد، عملا نرخ محاسبه برای واردات نیز نرخ بودجه خواهد شد. بنابراین با توجه به تعرفه‌ها در حوزه واردات، با یک افزایش حدود ۷۰، ۸۰ درصدی مواجه خواهیم شد.

رییس کنفدراسیون صادرات ایران متذکر شد: باید ببینیم دولت متناسب با این افزایش نرخ ارز که در بودجه می‌خواهد اعمال کند، تعرفه‌ها را هم پایین می‌آورد که قیمت‌ها افزایش نیابد، یا این‌که سیاست دولت این است که هم افزایش درآمد داشته باشد و هم به نوعی تقاضای واردات را کم کند. این موضوع می‌تواند واردات کالاهای واسطه‌ای و مواد اولیه تولید را با مشکل مواجه کند.

لاهوتی خاطرنشان کرد: برای کالاهایی که با ارز ۴۲۰۰ تومانی وارد می‌شدند و ارز آنها اگر به ۸ هزار تومان برسد، فاصله بین ارز رسمی و نیمایی کمتر می‌شود و تقاضا در آن کمتر می‌شود و سوءاستفاده‌هایی که از این محل ممکن است اتفاق بیفتد نیز کمتر خواهد شد.

۲۲۳۲۲۵

با ۱۰۰ میلیون‌ چه خودرویی می‌توان خرید؟


Nastooh Saba Newsroomطراحی و تولید: نستوه

کار عجیب فدراسیون والیبال؛انتشار خبر استعفای داورزنی در صفحه رسمی اینستاگرام

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛در اقدامی عجیب،صفحه رسمی اینستاگرام فدراسیون والیبال خبر استعفای داورزنی را روی خروجی اش منتشر کرد.داورزنی که یکی از کاندیدای انتخابات روز 29 آبان است دو روز پیش از سمت خودش استعفا داد اما یک روز پس از این استعفا و آن طور که خبرگزاری تسنیم نوشته بود حکم دبیر مجمع فدراسیون دوومیدانی را صادر کرد!

حالا انتشار خبر استعفای او در اینستاگرام فدراسیون والیبال آن هم در شرایطی که داورزنی خودش یکی از کاندیداست اتفاقی عجیب است.

251 251

دست تاکسی‌های اینترنتی برای افزایش کرایه در روزهای آلوده و بارانی باز شد

علیرضا قنادان مدیرعامل سازمان تاکسیرانی شهر تهران درمورد قیمت‌گذاری و نرخ تاکسی‌های اینترنتی، اظهار داشت: این مسأله یکی از موضوعات چالش‌برانگیز در زمان تدوین دستورالعمل نظارت بر تاکسی‌های اینترنتی بود. 

وی افزود: براساس دستورالعملی که وزارت کشور تصویب و ابلاغ کرده است تاکسی‌های اینترنتی مجازند که نرخ خود را به صورت پویا انجام دهند و بسته به شرایط مختلف این نرخ متفاوت باشد. 

قنادان تاکید کرد: تاکسی‌های اینترنتی زمانی که نرخی بالاتر از نرخ مصوب شورای شهر تهران برای تاکسی‌های تلفنی داشته باشند باید آن را حتما به مسافر اطلاع‌رسانی کنند تا مسافر تصمیم بگیرد که آیا تمایل به استفاده از تاکسی با نرخ متفاوت دراد یا خیر. 

مدیرعامل سازمان تاکسیرانی شهر تهران خاطرنشان کرد: گاهی مسافران به دلیل داشتن عجله و یا اینکه خودرویی برایشان فراهم نیست حاضر هستند مبلغی اضافه‌تر بپردازند ولی تاکسی اینترنتی باید حتما این موضوع را اعلام کند. 

۴۷۴۷

توضیح حوزه هنری درباره نمایش «ایکسونامی» در مشهد/ اکران عمومی نبود، تماشاگران از قبل دعوت شده بودند

فیلم مستند اکسونامی در روزهای گذشته در سینما هویزه مشهد در حالی اکران شد که این فیلم پروانه نمایش نداشت و نمایش آن بدون پروانه باعث اعتراضات سینماگران شد و حتی سازمان سینمایی نیز با ابلاغیه‌ای بر جلوگیری از نمایش آن تاکید کرد.

غلامرضا فرجی (مدیر پخش حوزه هنری) با اشاره به اینکه این فیلم فقط یکبار در سینما هویزه مشهد به نمایش درآمده، گفت: اجرای هر برنامه‌ای جدا از نمایش فیلم‌های در حال اکران در سالن‌های سینما منوط به کسب مجوز از وزارت ارشاد و اداره ارشاد هر استان است و سینمای هویزه نیز مانند سایر سینماها از این امر مستثنی نیست و باید در چارچوب قانون عمل کنند.

وی با اشاره به اینکه اجرا و نمایش این فیلم در سینما هویزه مشهد نیز منوط به کسب مجوز از اداره ارشاد شده بود، ادامه داد: براساس پیگیری‌های ما، سازندگان فیلم اکسونامی حدود سه هفته پیش تقاضای نمایش و پروانه را به وزارت ارشاد ارسال کرد بودند اما به دلیل مشکلات فنی، نسخه‌ای که باید بررسی می‌شده دیر به دست ارشاد رسیده است. از سوی دیگر همزمان با روز ۱۳ آبان قرار بود یک برنامه ویژه‌ای برای بزرگداشت این روز که روز مبارزه با استکبار جهانی است انجام بشود.

فرجی افزود: فیلم اکسونامی یک فیلم انتقادی و چالشی درباره آمریکا و غرب است. در زمان نمایش فیلم نیز اکران عمومی نبوده بلکه دعوت‌های خاصی انجام شده و کسانی که برای تماشای فیلم آمده بودند از قبل دعوت شده و جزو نخبگان فرهنگی، طلاب، دانشجویان، مشاوران خانواده و صاحب‌نظران عرصه فرهنگی بودند و هدف برنامه برگزاری یک نشست تحلیل و کارشناسی بوده و اصلا نمایش عمومی و دعوت عام نداشتند.

وی ادامه داد: از آنجا که نمایش عمومی نبوده، بلیت‌فروشی نداشته و همچنین دعوت‌ها انجام شده بود و صدور مجوز دچار تاخیر شده بود، مدیران هویزه مشهد طی تماس تلفنی با اداره ارشاد مشهد هماهنگی‌های لازم را انجام می‌دهند و مجوز ضمنی را می‌گیرند و فقط یک بار فیلم را نمایش دادند.

۲۴۱۲۴۱

تصاویر دیده نشده و خاطرات خواندنی از دوران تبعید رهبر انقلاب به ایرانشهر

پای صحبت «احمد بامِری» و «عبدالغنی دامِنی»، از اهالی باصفای سیستان و بلوچستان نشسته‌ایم تا برایمان درباره مشاهداتشان از فعالیت‌های وحدت‌آفرین مهمان عزیز آن روزهایشان بگویند.

دیدار در «بَزمان» به یاد قهرمانان مبارزه با استبداد

«احمد بامِری» ۵۵ ساله غبار می‌گیرد از خاطرات نوجوانی‌اش و ما را می‌برد به روزهایی که یک تازه‌وارد، حال و هوای شهرشان را عوض کرد: «آقا که به ایرانشهر تبعید شدند، من یک نوجوان ۱۴ ساله بودم. ما در شهر «بَزمان» در جنوب غربی استان سیستان و بلوچستان زندگی می‌کردیم. این شهر که در حدود صد کیلومتری ایرانشهر قرار دارد، اولین مکانی بود که آقا بعد از استقرار در ایرانشهر، برای گسترش ارتباطاتشان با مردم در آن حضور پیدا کردند. آن روز را خوب یادم است. ساعت حدود ۹:۳۰، ۱۰ صبح بود که آقا به‌اتفاق تعدادی از آقایان ازجمله آقای «معین الغربا» که روحانی منطقه بود و در زاهدان سکونت داشت، به بزمان آمدند و در قدم اول به منزل پدر من، «رودین خان بامری» سر زدند که همیشه محل مراجعه روحانیونی بود که در ایام محرم و ماه رمضان برای تبلیغ به منطقه می‌آمدند.

من در را باز کردم. از جمع افرادی که پشت در بودند، فقط آقای معین الغربا را می‌شناختم چون رفت‌وآمدش به آن منطقه زیاد بود. سراغ پدرم را که گرفتند، داخل رفتم و به زبان خودمان به پدرم گفتم: بابا! تعدادی از «شیخ»ها آمده‌اند. پدرم گفت: بگو بفرمایند داخل. درِ این خانه همیشه به روی آقایان روحانی باز است. برگشتم و پیغام پدرم را رساندم اما این بار خود آقا گفتند: بچه جان! بگو پدرت بیاید. ما از آن روحانیون نیستیم! آقا چون به آن منطقه تبعید شده‌بودند، انگار می‌خواستند اول ببینند پدرم تمایل دارد با ایشان تعامل داشته‌باشد و در آن شرایط حساس کشور در اواخر سال ۵۶ آیا ترس و واهمه‌ای از این کار ندارد؟ خلاصه به پدرم گفتم: داخل نمی‌آیند. پدرم دم در آمد و تا آقا را دید، گفت: سید جان! قربان جدت شوم. شما عمامه پیغمبر بر سرتان است. چرا داخل نمی‌آیید؟ آقا گفتند: شما نمی‌ترسید که تعدادی از روحانیونی که فعالیت سیاسی دارند، به خانه‌تان بیایند؟ پدرم در جواب گفت: من حاضرم خونم در راه امام حسین(ع) ریخته‌شود. آقا دست روی شانه پدرم گذاشتند و خطاب به همراهانشان که اگر درست یادم باشد، آقای «راشد یزدی» هم در میانشان بود، گفتند: آقایان! جای ما در همین خانه است.»

رودین خان! هنوز شهید نشدی که یک خیابان به یادت نامگذاری کنیم؟!

مِهر آن سید ناشناس همین‌قدر ساده در دل رودین خان و اهل خانه و ایل و اقوامش افتاد و هرچه گذشت، بیشتر و ماندگارتر شد. احمد آقا دوباره برمی‌گردد به آن روز فراموش‌نشدنی و می‌گوید: «یادم است آن روز آقا نماز را در مسجد همان محدوده خواندند و ناهار هم در منزل ما ماندند. ساعت حدود ۳ بعدازظهر بود که عزم رفتن کردند. پدرم گفت: نمی‌گذارم بروید. این رسم ما نیست. مهمان باید یکی دو روزی بماند و ما ببریمش برای سیر و سیاحت در این محدوده و از او پذیرایی کنیم. آقا گفتند: باید به ایرانشهر برگردیم چون سر ساعت ۵ باید در شهربانی باشم و اعلام حضور کنم. پدرم پرسید: چرا؟ جریان چیست؟ تازه آن موقع بود که ما متوجه شدیم آقا به ایرانشهر تبعید شده‌اند.

عکس‌العمل پدرم جالب بود. تا موضوع را متوجه شد، به آقا گفت: پس حالا که اینطور است، سید بگویید چه کسی شما را اذیت می‌کند؟ رییس شهربانی؟ مسئول ساواک یا رییس ژاندارمری؟ هرکدام باشد، حاضرم با اسلحه‌ام بزنمش! آقا گفتند: نه آقای رودین‌خان. همه این‌ها یک روز می‌آیند سمت ما. آقا که جدیت پدرم را در دفاع از یک روحانی مخالف حکومت دیدند، گفتند: با این حرف‌ها و کارها، می‌کشند شما را… پدرم با لبخند گفت: اگر یک روز شما پیروز شدید و من کشته شده‌بودم، یک خیابان را به اسمم نامگذاری کنید. بعد از پیروزی انقلاب، هر وقت به تهران و ملاقات آقا می‌آمدیم، آقا تا پدرم را می‌دیدند، با خنده و به مزاح می‌گفتند: رودین‌خان! هنوز شهید نشده‌ای که یک خیابان به یادت نامگذاری کنیم؟…»

«رودین خان بامری»، نفر اول از سمت راست- احمد بامری در دوران نوجوانی، نفر اول از سمت چپ(گوشه تصویر)

خلاصه پدرم رضایت داد مهمانان بروند. آقا و همراهان به ایرانشهر برگشتند اما دوری ما زیاد طول نکشید چون همان فردایش، من و پدر و برادر کوچک‌ترم راهی ایرانشهر شدیم. یک فردی به نام «میر کازِهی» که استوار شهربانی بود، به‌عنوان نگهبان دم در خانه آقا تعیین شده‌بود. تا خواستیم برویم به سمت خانه آقا، جلوی راه پدرم را سد کرد و گفت: کجا؟ پدرم گفت: می‌رویم دیدار سید. گفت: نمی‌گذارم. جر و بحثشان بالا گرفت و همین‌که با هم درگیر شدند، آقا در خانه را باز کردند و تا ما را دیدند، به استوار میرکازهی گفتند: بگذارید بیایند داخل. او در جواب گفت: آقا من نگهبان و حافظ جان شما هستم. آقا گفتند: شما اگر ما را نکشید، این‌ها نمی‌کشند. اینطور بود که توانستیم وارد خانه آقا شویم. آن روز مهمان خانه آقا بودیم و این شروع ارتباطات ما و اهالی بزمان با آقا بود. دیگر یکی از برنامه‌های آقا، حضور در بزمان شد. می‌آمدند و پدرم و برادر بزرگ‌ترم ایشان را به نقاط مختلف شهر می‌بردند تا با مردم آشنا شوند. برادر بزرگ‌ترم، عبدالمجید که آن موقع سال چهارم دبیرستان بود، یکی از جوانان انقلابی بزمان بود که به خاطر فعالیت‌هایش، فراری شده و تحت تعقیب بود. او هم تا از حضور آقا در ایرانشهر باخبر شد، به جمع یاران ایشان ملحق شد و دیگر مدام در کنارشان بود.»

گمشده‌ام را کنار باجه تلفن چهارراه «نور» پیدا کردم!

«عبدالغنی دامِنی»، برادر اهل سنت از اولین تحصیلکرده‌های ایرانشهر و جنوب استان سیستان و بلوچستان محسوب می‌شود، که می‌گوید: «۲۲، ۲۳ ساله بودم که با آیت‌الله خامنه‌ای ملاقات کردم. آن روزها تازه از دانشسرای عالی (تربیت معلم) زاهدان در رشته ادبیات فارسی فارغ‌التحصیل شده‌بودم. من با انجمن اسلامی آیت‌الله «کفعمی» زاهدان که علما در آن رفت‌وآمد داشتند و اعلامیه‌های امام(ره) به آنجا می‌رسید، ارتباط داشتم و در آن مرکز فعالیت ادبی و سیاسی می‌کردم. از طریق همین انجمن هم مطلع شدم آقا و چند نفر دیگر به ایرانشهر تبعید شده‌اند. از همان موقع مشتاق بودم به ایرانشهر بروم و با ایشان دیدار کنم. اما جا و مکان دقیقشان را نمی‌دانستم و با توجه به جو سیاسی خاص آن روزها، احتیاط می‌کردم و نمی‌توانستم در این زمینه به‌صورت علنی پرس‌وجو کنم. اما یک روز که به ایرانشهر رفته‌بودم تا از آنجا به زادگاهم، «محمدآباد»(«محمدان» فعلی) بروم، موقع گذر از چهارراه «نور» چند نفر روحانی که نزدیک باجه تلفن نشسته و منتظر بودند نوبتشان برسد، توجهم را جلب کردند. حدس زدم این آقایان، همان افرادی هستند که دنبالشان می‌گشتم. به بهانه تلفن کردن به آن‌ها نزدیک شدم و سر صحبت را با حضرت آقا باز کردم. این اولین دیدار ما بود که خیلی اتفاقی پیش آمد.»

استاد دامِنی که تدریس در دانشگاه‌ها و دبیرستان‌های ایرانشهر را در کارنامه دارد، در ادامه می‌گوید: «در همان مکالمه کوتاه به آقا گفتم: دوست داشتم شما را از نزدیک ببینم. آقا هم از درس و مطالعاتم پرسیدند و وقتی شنیدند فارغ‌التحصیل دانشگاه هستم، خوشحال شدند. بعد سئوال کردند: چه کتاب‌هایی می‌خوانی؟ وقتی گفتم کتاب‌های دکتر علی شریعتی را می‌خوانم، بیشتر خوشحال شدند و گفتند: مادر من، «تفسیر نوین» محمدتقی شریعتی، پدر دکتر شریعتی را خیلی دوست دارند، تفسیر خوبی است. در ادامه از پدرم پرسیدند. گفتم: پدرم، روحانی و درواقع، «مولوی» هستند و در محمدآباد سکونت و فعالیت دارند. آقا گفتند: اگر ما به محمدآباد بیاییم، مشکلی پیش نمی‌آید؟ گفتم: نه. شما مهمان هستید و قدمتان روی چشم.»

مولوی «عبدالغفور دامنی»، تصویر داخل کادر

مباحثه با مولوی «محمدآباد» با چاشنی خاطرات هندوستان!

«یک روز که آقا به سد «بمپور» رفته‌بودند، تصمیم می‌گیرند سری هم به محمدآباد که در یکی دو کیلومتری سد است، بزنند. آنجا در محمدآباد براساس اطلاعاتی که از من گرفته‌بودند، سراغ خانه پدرم، مولوی «عبدالغفور دامنی» را می‌گیرند. با توجه به جو اختناقی که آن روزها وجود داشت، مردم ابتدا می‌ترسند که یک روحانی شیعه با مولوی آن‌ها چه کار دارد؟! خلاصه برادر کوچک‌ترم را خبر می‌کنند و می‌گویند: این آقایان با پدرت کار دارند. برادرم آقا و همراهانشان را به خانه‌مان می‌برد. پدرم از ایشان استقبال و پذیرایی می‌کنند و با آقا درباره مسائل جهان اسلام مخصوصاً هندوستان صحبت می‌کنند. انتخاب هندوستان به این دلیل بود که پدرم در هندوستان تحصیل کرده‌بود و از این کشور شناخت داشت. آقا هم در این زمینه کتاب نوشته‌بودند. اینطور بود که درباره مبارزه علمای هندوستان علیه استعمار انگلیس به بحث و تبادل‌نظر پرداختند.»

منتظرم استاد دامنی از مواجهه‌اش با آقا در خانه پدری بگوید اما داستان در مسیر دیگری پیش می‌رود: «از قضا آن روز من برای کاری به زاهدان رفته‌بودم و در خانه نبودم. آقا از من سراغ می‌گیرند و متوجه می‌شوند در منزل نیستم. وقتی برگشتم و پدرم ماجرا را برایم تعریف کرد، تصمیم گرفتم خودم به دیدار آقا بروم. به ایرانشهر رفتم و منزل آقا را پیدا کردم. خود آقا در را برایم باز کردند و به داخل خانه دعوتم کردند. آن روز آقا با چای و شیرینی از من پذیرایی کردند و وقتی سر صحبت باز شد، ایشان از کتاب‌هایی که علیه اهل سنت و شیعه نوشته‌می‌شد، اظهار نگرانی کردند و گفتند رژیم هم به این اختلافات دامن می‌زند. من گفتم: دشمن اصلی ما، استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل است و آن‌ها هم شیعه و سنی سرشان نمی‌شود و برایشان فرقی نمی‌کند. حضرت آقا از این صحبت من خیلی استقبال کردند و خوشحال شدند و گفتند: اینجا بمان تا با هم علیه رژیم مبارزه کنیم.»

دیدار عبدالغنی دامنی با رهبر انقلاب در سفر سال۸۱ به ایرانشهر

داستان دیدارهای استاد عبدالغنی دامنی با آیت‌الله خامنه‌ای به همین‌جا ختم نمی‌شود. ۲۵ سال بعد از ملاقات اول، یکبار دیگر فرصت دیدار نزدیک نصیب استاد می‌شود: «سال ۸۱ که آقا به‌عنوان رهبر انقلاب به ایرانشهر سفر کرده‌بودند، توانستم خدمت ایشان برسم و کتابی که نوشته‌بودم (کتاب «سیمای تاریخی بلوچستان») را تقدیمشان کنم. آقا تا مرا دیدند و گفتم: عبدالغنی هستم، فوری شناختند و گفتند: سفید کرده‌ای! و خطاب به اطرافیانشان گفتند: ایشان، آقای دامنی، یکی از روشنفکران مسلمان بلوچ بودند که در ایام تبعید با هم دوست شدیم. بعد به دیدار پدرشان در محمدآباد رفتیم و با هم نان و ماست خوردیم و… خلاصه یادی از آن روزها کردند. من خیلی خوشحال شدم و مردم هم خیلی تعجب کردند که آقا چطور مرا می‌شناسند. من تا آن موقع، هیچ‌کجا موضوع آن ملاقات و آشنایی‌مان با آقا را مطرح نکرده‌بودم. در آن دیدار، آقا پرسیدند: چه می‌کنی؟ گفتم: دبیر هستم و تدریس می‌کنم. یک کتاب هم نوشته‌ام که تقدیمتان کرده‌ام. آقا هم خوشحال شدند.»

2727