عضو کنگره آمریکا به عادل الجبیر هشدار داد

به گزارش شبکه خبری الجزیره، مالینوفسکی خطاب به جبیر گفت: اعضای کنگره را تهدید نکن. وی افزود: اگر فقط به مجازات عاملان قتل ‘جمال خاشقچی’ اکتفا کنیم، در فرار محمدبن سلمان از مجازات نقش داشته ایم.

جبیر که به واشنگتن سفر کرده، پیش تر گفته بود: امیدواریم که کنگره آمریکا گامی به عقب برداشته و منتظر بماند تا نتایج تحقیق قتل خاشقچی مشخص شود.

از سوی دیگر مارکو روبیو سناتور جمهوریخواه نیز گفت: عربستان سعودی به نقض حقوق بشر و بازداشت و شکنجه فعالان زن ادامه می دهد. وی افزود: زمان آن فرارسیده تا حکومت سعودی به حقوق اساسی شهروندانش احترام بگذارد.

عادل جبیر یکشنبه شب در گفت وگو با شبکه تلویزیونی آمریکایی «سی‌بی‌اس» با اذعان به اینکه خاشقچی را مقام‌های سعودی در ساختمان کنسولگری این کشور در استانبول ترکیه به قتل رسانده‌اند، مدعی شد که این اقدام آن‌ها «خودسرانه» بوده و تحقیقات در این ارتباط در جریان است.

این درشرایطی است که خاشچقی از منتقدان جدی «محمدبن سلمان» ولیعهد عربستان بود و نه تنها قتل خودسرانه او برای مقام‌های پایین‌دستی هیچ توجیهی نداشته، بلکه اسناد نهادهای اطلاعاتی آمریکا و ترکیه کاملاً خلاف ادعای الجبیر را اثبات می‌کند. 

وی از پاسخ به سوالی درخصوص گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌ها طفره رفت و گفت که حاضر به اظهارنظر در ارتباط با گزارش‌هایی نیست که «به منابع آگاه ارجاع می‌دهند».
رسانه‌های آمریکایی پیش تر اعلام کرده بودند که آژانس مرکزی اطلاعاتی این کشور (سیا) به این نتیجه رسیده که بن سلمان به طور مستقیم دستور قتل خاشچقی را صادر کرده است.

جمعه گذشته روزنامه نیویورک تایمز در همین ارتباط گزارش داد که آژانس امنیت ملی آمریکا اخیراً با مرور فایل‌های صوتی شنود شده از ولیعهد سعودی، دریافته است که وی یکسال قبل در محفلی خصوصی، درخواست قتل خاشقچی را به علت اظهارنظرهای جنجالی او مطرح کرده بود.

بر مبنای این گزارش، بن سلمان در تاریخی اعلام نشده در سال 2017 به یکی از دستیاران ارشد خود گفته بود که چنانچه خاشچقی به ریاض بازنگشته و به انتقادات خود پایان ندهد، «یک گلوله خرجش خواهد کرد».

وی 2 اکتبر (10 مهر) زمانی که برای کارهای اداری خود به ساختمان کنسولگری عربستان در استانبول ترکیه مراجعه کرده بود، به دست عوامل سعودی به قتل رسید.

بنا به اطلاعاتی که ترکیه در اختیار دارد، مقام‌های اطلاعاتی سعودی که برای کشتن خاشقچی به استانبول سفر کرده بودند، در تماس با ریاض، اتمام عملیات را گزارش دادند.

5252

اعترافات زنی که دختر سه ساله را ربود: نمی‌دانستم «باران» مادر دارد/ 12روز او مرا مادر صدا می کرد

 باران سه ساله روز 6 بهمن از سوی یک زن به‌ظاهر نیکوکار ربوده شد. این زن به بهانه خرید لباس شب عید برای خانواده باران کوچولو و سوءاستفاده از غفلت مادرش بچه را ربود. اما پس از 12 روز سرانجام بامداد پنجشنبه 18بهمن کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی پایتخت موفق به شناسایی محل نگهداری باران و پیدا کردن او شدند. تحقیقات پلیسی نشان می‌داد که زن کودک‌ربا باران را به زن 46 ساله‌ای به مبلغ یک میلیون و 50 هزار تومان فروخته است.

سردار علیرضا لطفی، رئیس پلیس آگاهی پایتخت در رابطه با این خبر گفت: باران 12 روز در خانه زن میانسالی بود که مدعی است کودک را از زن نیکوکاری خریده است. بررسی‌ها در این رابطه به دستور بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران ادامه دارد. همچنین به دستور بازپرس بخشوده، متهم برای بررسی صحت روانی به پزشکی قانونی منتقل خواهد شد.
مادر باران درباره  وضعیت دخترک سه ساله‌اش به خبرنگار «ایران» گفت: حال باران خوب است، روانپزشکی که او را معاینه کرده گفت حال بچه‌ام خوب است و مشکلی ندارد. البته شب‌ها بد خواب شده و با اضطراب می‌خوابد. از زن میانسالی که بچه‌ام نزد او بود شکایت کردیم اما به سه مرد جوانی که چند روز قبل بازداشت شدند و مشخص شد در این ماجرا نقشی ندارند رضایت دادیم.

 گفت و گو با متهم
20 سال قبل ازدواج کرده و حاصل این زندگی یک پسر دانشجو است. 46ساله است و می‌گوید وقتی این کودک را می‌خریده نمی‌دانسته مادر باران زنده است.
چه شد که تصمیم به ربودن باران گرفتی؟
بچه را من ندزدیدم، مدت‌ها دنبال یک دختر بچه بودم. 20 سال قبل ازدواج کردم و خدا به من پسر داد. بعد از آن دوبار باردار شدم، یکبار پسر بود که سقط شد. یکبار هم دختر، اسمش را گذاشتم نفس، اما عمر نفسم کم بود و مدتی بعد فوت کرد. الان اگر بچه‌ام زنده بود هم سن باران بود. برای همین در خانه باران را نفس صدا می‌زدم. من عاشق دختر بودم، به قدری که وقتی این اتفاق افتاد به بهزیستی مراجعه کردم و درخواست فرزندخواندگی دختر دادم اما آنها به من گفتند این کار دو سال وقت می‌برد و من تحمل این همه زمان را نداشتم.
بعد چکار کردی؟
 تصمیم گرفتم کودک خانواده‌هایی را که وضعیت مالی بدی دارند و معتاد هستند یا کودکی که پدر و مادر ندارد را به فرزندخواندگی بپذیرم. حتی وقتی کرمانشاه زلزله آمد خودم را به آنجا رساندم. دنبال بچه‌ای می‌گشتم که خانواده‌اش را در زلزله از دست داده و بی‌سرپرست باشد. اما آنجا کسی کمکم نکرد. فقط یک آقایی شماره‌ام را گرفت و گفت اگر بچه‌ای پیدا کرد با من تماس می‌گیرد. اما خبری نشد و من بازهم به‌دنبال کودک دختری بودم تا مادرش شوم. بعد رفتم سراغ آدم‌هایی که می‌شناختم و از آنها خواستم اگر بچه بی‌سرپرست یا بد سرپرستی را می‌شناسند به من خبر دهند. در این میان با مردی آشنا شدم که در اطراف بیمارستانی در تهران دستفروشی می‌کرد. به او گفتم دنبال بچه هستم، او مرا به اطراف تهران برد و گفت در این محدوده بچه‌های زیادی هستند که خانواده‌های معتادی دارند و با مبلغی پول می‌توانی آنها را بخری. اما هیچ بچه‌ای پیدا نکردیم.
با زن نیکوکار چطور آشنا شدی؟
در یکی از چهارراه‌های جنوب تهران، دستمال کاغذی می‌فروخت. وقتی فهمید دنبال بچه هستم گفت می‌تواند کمکم کند. گفت خانواده‌ای را می‌شناسد که پدر در زندان است و مادر کودک نیز فوت کرده است. دخترک با مادربزرگش زندگی می‌کند و پیرزن شرایط نگهداری از بچه را ندارد. می‌گفت کودکی بور با چشم‌های آبی است و بهترین گزینه برای من است که دنبال بچه هستم.
در قبالش از تو چه خواست؟
250 هزار تومان به‌عنوان پیش پرداخت به او دادم و 800 هزار تومان بعد از اینکه بچه را تحویل گرفتم.
باران را چطوری به تو رساند؟
روز جمعه زنگ زد و گفت بچه را گرفته است. اول سمت مولوی با من قرار گذاشت اما بعد از من خواست روبه‌روی شیرینی‌فروشی در میدان خراسان بروم. شنبه بعد از ظهر به محل قرار رفتم و بچه را گرفتم. فاصله‌ای را باهم پیاده رفتیم و بعد از آن سوار تاکسی شدیم و به خانه آمدیم.
خانواده‌ات با دیدن بچه چه عکس‌العملی نشان دادند؟
پسر و همسرم با دیدن باران شوکه شدند. می‌گفتند خانواده باران نگران هستند و چشم انتظار بچه‌شان. اما به آنها اطمینان دادم که باران کسی را ندارد. واقعاً هم تصور می‌کردم کسی را ندارد وگرنه هرگز این کار را نمی‌کردم. من خودم مادر هستم و می‌دانم یک مادر در نبود بچه‌اش چه سختی‌هایی می‌کشد. تا زمانی که با مادر باران روبه‌رو نشده بودم نمی‌دانستم که او خانواده دارد. با دیدن مادر باران، خیلی ناراحت شدم که او را از مادرش جدا کردم. باران به من می‌گفت مامان و خانواده‌ام که باور کرده بودند بچه کسی را ندارد دیگر مخالفت نکردند.
در مدتی که باران با شما زندگی می‌کرد سراغ مادرش را نمی‌گرفت؟
اصلاً. باران بچه شیرین اما کم حرفی بود. از طرفی من آنقدر به او محبت می‌کردم که مرا مادر صدا می‌زد. برای بچه کلی لباس خریدم و او را به پارک می‌بردم. از او کلی فیلم و عکس گرفتم و روزهای خوبی باهم داشتیم.

23302

پست توئیتری ظریف برای چهل سالگی انقلاب/عکس

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ظریف در حساب شخصی خود در توئیتر نوشت: 

چهل سال شکست در پذیرش اینکه ایرانی های هرگز مطیع نخواهند شد. چهل سال شکست در تطبیق دادن سیاست آمریکا با واقعیت. چهل سال شکست در بی ثبات کردن ایران از طریق خونریزی و پول خرج کردن.

پس از چهل سال انتخاب های اشتباه وقت آن رسیده است که دونالد ترامپ در سیاست شکست خورده آمریکا بازنگری کند. 

5252

مصائب ملی‌پوشان تیراندازی تمامی ندارد/تیرهایی که به هدف نمی‌خورند!

مهری رنجبر:شرایطی که واقع‌بینانه شانس آنها را برای سهمیه المپیک کم می‌کند. آن هم وقتی رقبای سرسختی به هند می‌آیند و تنها دو نفر اول صاحب سهمیه می‌شوند. همین مسئله خوشبینی ابراهیم اینانلو، مربی تیم ملی برای المپیکی شدن تیراندازی در جهانی هند را کمرنگ‌تر کرده است تا حدی که می‌گوید: «اگر بعد از بازی‌های آسیایی 80 درصد شانس برای سهمیه تیراندازان قائل بودم، حالا می‌گویم زیر50 درصد شانس دارند.»

*این روزها تیراندازان برای جهانی هند، با شرایط سخت تمرین می‌کنند، وضعیت بچه‌ها چطور است؟

بچه‌ها با استراحت کوتاه بعد از بازی‌های آسیایی، دوباره تمرینات را شروع کردند. البته بیشتر تمرکز ما روی تیراندازی بادی است. با اینکه تنها مدال آسیایی را تیراندازان خفیف گرفتند یا مدال جهانی سه وضعیت بود اما به خاطر نداشتن فشنگ بالاجبار تمرکزمان روی بادی است و به خاطر همین هم تفنگ بادی شرایط بدی ندارد.

* لغو اردوی آلمان هم بچه‌ها را اذیت کرد؟

دقیقاً. اردوی هانوفر لغو شد هم تمرین در کمپ را از دست دادند و هم مسابقه را. در عوض خیلی از تیراندازان آسیایی در مسابقات اروپایی شرکت کردند و نتایج آنها خیلی خوب بود. کاپ HN مونیخ نشان داد چقدر تیم‌ها کار کرده‌اند. آسیایی‌ها حداقل سه، چهار اردوی پر قدرت را در برنامه‌هایشان داشته‌اند اما تیم ما به خاطر مشکلات حتی یک اردو هم نداشت. با این حال شرایط بچه‌ها بد نیست اما کار خیلی سختی در جهانی هند دارند چرا که در تفنگ بادی و خفیف 50 تیراندازی می‌آیند که شانس سهمیه دارند در حالی که تنها دو نفر اول سهمیه می‌گیرند. بچه‌های ما هم شاید شانس نیستند اما بارها نشان داده‌اند از پس مسابقات بزرگ برمی آیند.

*با این شرایط تیراندازان ما چقدر شانس سهمیه دارند؟

شاید بعد از جاکارتا من 80 درصد شانس سهمیه برای تیراندازان قائل بودم اما بعداز لغو اردوی هانوفر آلمان و نرسیدن فشنگ شانس ملی‌پوشان ما زیر 50 درصد شده است. چراکه من برنامه اردو، تمرینات و مسابقات تیم‌های دیگر خبر دارم. آنها واقعاً تمرینات خیلی منظمی دارند و تورنمنت‌های سطح بالا را پشت‌ سر گذاشته‌اند و همین مسئله درصد شانسی که من پیش‌بینی کرده‌ام را خود به خود پایین می‌آورد. با این شرایط تنها تفنگ بادی شانس سهمیه دارد. شاید 60-70 درصد روحیه تأثیر زیادی در موفقیت تیراندازان دارد و خیلی از تیم‌ها با برنامه منظم به اوج آمادگی رسیده‌اند اما با لغو اردو و مسابقه تدارکاتی برنامه‌ها اجرا نشود، همین مسئله تأثیر منفی می‌گذارد.

*اما رئیس فدراسیون در کنفرانس خبری خیلی امیدوار بودند که تعداد سهمیه‌های المپیک 2020 بیشتر شود و حتی حرف از مدال هم زدند.

من نمی‌خواهم انرژی منفی بدهم. ولی فقط کافی است به اردوهای قبلی و برنامه‌های تیم ملی در زمان سرمربیگری لازلو نگاه کنید. اینکه چرا تیرانداز ما در المپیک قبلی حتی به فینال هم رسید چون ما از ابزارهای خوبی استفاده می‌کردیم اما حالا هم شانس سهمیه و مدال داریم به شرطی که بچه‌ها در اردوهای بین‌المللی تمرین کنند، کمبود فشنگ نباشد و در مسابقات بین‌المللی با تیراندازان خارجی رقابت کنند تا به اوج آمادگی برسند. حتی اگر از امروز هم شرایط عوض شود بچه‌ها موفق می‌شوند چرا که تیم تفنگ همیشه بیشترین مدال، سهمیه المپیک و تنها مدال بازی‌های آسیایی را داشته. اگر حالا هم شرایط فراهم شود شاید برای مسابقه جهانی هند نه اما در مسابقه بعدی سهمیه می‌گیریم.

251 251

تشییع جنازه پاشایی یک اعتراض سیاسی بود نه اجتماع هنری

فاطمه پاقلعه نژاد: عماد افروغ جامعه‌شناسی است که در چند سال گذشته ارتباطی نزدیک با سینما داشته است. او در شوراهای صنفی سینمایی حاضر بوده و حالا تجربیات گرانبهایی درباره چرایی اوج‌گیری این میل به ساخت فیلم‌های کمدی در سینمای ایران دارد.

او اعتقاد دارد نگاه سیاست‌گریز مدیران در حوزه فرهنگ سبب رواج ابتذال و سانسور حرف‌های جدی در جامعه می‌شود. مسیری که باعث ابتذال فرهنگ عامه و ایجاد جریان مقاومت فرهنگی خواهد شد. مسیری که مثل کاشت بذر باد در لایه‌های درونی جامعه است و در بلندمدت غیر از درو کردن طوفان در پیش نخواهد داشت.

عماد افروغ

*با فیلم‌هایی که در جشنواره دیدید به سینمای سال آینده خوش‌بین هستید؟

من امسال فقط یکی دو فیلم دیدم.

*چه فیلمی؟

در یک اکران خصوصی «دیدن این فیلم جرم است» را دیدم.

*فیلمی که موضوع سیاسی پربحثی دارد.

امیدوارم. اگر پربحث‌ترین فیلم باشد من خوشحال می شوم که پربحث‌ترین فیلم سال را دیدم و به شدت هم از آن دفاع می کنم.

*از این جهت که می گویند انتقاداتی به دولت دارد؟

فقط به دولت نه. به مجموعه مصلحت‌اندیشان مستقر در حاکمیت نگاه کرده و به نظر من فیلم خیلی فاخری به لحاظ مضمون بود و حقیقت گرا و به موقع و به جا هم بود و توسط کسی ساخته شده که من به خودش هم گفتم پنداری زمینه این بحث‌ها را خوب می‌شناسد. مشخص است که اهل مطالعه است.

*به لحاظ مضمون به نظر شما مخاطب عام از این فیلم های با مضمون سیاسی استقبال می کند؟

این فیلم اصلا سیاسی به معنای خاص نیست. اتفاقا یک فیلم اجتماعی است و از دختران این مرز و بوم دفاع می کند. از غیور مردان و کسانی که اهل غیرت و حمیت هستند و با این مرز و بوم و ارزش ها و تاریخش آشنا هستند دفاع می کند. من این فیلم را به آن معنا سیاسی نمی دانستم یک فیلم اجتماعی است ولی به هر حال اجتماع سیاست را هم دربر می گیرد.

*شما از لحاظ جامعه‌شناسی همیشه به سینمای ایران پرداختید و کتاب هم در این زمینه دارید. در ۴۰سالگی انقلاب چقدر سینمای ایران را بازتاب دهنده وضعیت جامعه می دانید؟

جامعه فراز و فرود داشته. سینمای ما هم بالطبع فراز و فرود داشته. اینکه چه نسبتی بین سینمای ما و جامعه ما بوده خودش یک بحث نسبتا ظریفی است. سینما بازتابنده بوده یا شکل دهنده بوده؟ آیا مسائل اجتماعی را بازتاب داده یا شکل داده این یک بحث است. من احساس می کنم غالبا بازتاب داده و همیشه هم این سینمایی که توانسته مسائل اجتماعی ما را بازتاب داده را ستودم. دستشان را باید بوسید و نباید نگاه تنگ‌نظرانه به سینما داشت. حالا اینکه چه زمانی فرازش بود و چه زمانی فرودش، همیشه فراز و فرود با هم بوده. شاید دهه‌های اولیه انقلاب بیشتر شاهد فرازش بوده باشیم. البته منظورم از لحاظ مضمون است که بیشتر در خدمت دردها و نیازهای مردم بوده ولی همیشه رگه‌هایی از این نگاه مثبت را من به سینما داشتم. در این یکی دو سال اخیر ولی متاسفانه آن نگاهی که انتظار داشتیم و در حافظه تاریخی‌مان هم ثبت شده بود یک مقدار افول کرده. فیلم‌هایی اکران می‌شوند و پروانه ساخت دریافت می‌کنند که واقعا درخور نیستند.

*منظورتان فیلم‌های کمدی هستند که به آنها سخیف می‌گویند و پرفروش هم می‌شوند؟

بله. فیلم‌های کمدی سخیف. چون من خودم در شورای پروانه نمایش بودم بارها هم گفتم که هر چقدر یک فیلم سیاسی‌تر و اجتماعی‌تر می شود به تیغ ممیزی گرفتار می‌شود ولی هر چقدر فیلم لوده‌تر باشد راحت‌تر پروانه نمایش دریافت می کند.

*به نظر می رسد این بخشی از سیاست‌های جدیدی است که گفته می شود مردم به شادی بیشتری نیاز دارند و نباید خیلی مسائل و مشکلات اجتماعی را بازتاب داد.

من از عملکرد خودم در این زمینه خیلی دفاع می‌کنم برای اینکه همیشه از این فیلم‌های اجتماعی دفاع کردم و هیچ‌گاه آنها را سیاه‌نمایی ندانستم. بالاخره اینکه واقعیت اجتماعی ما را نشان می دهد باید دیده شود. با این سیاست هم واقعیت اجتماعی تحریف می‌شود و هم به مردم چیز دیگری القا می‌شود. منتهی همیشه من گفتم بازتاب دادن خیلی مهم است ولی برای اینکه سینماگر ما نشان بدهد که قصدش تنها بازتاب دادن نیست یک رویکرد ترمیمی هم داشته باشد. یک نگاه دیگر هم داشته باشد نه به صورت مستقیم و رفتارگرایانه. خیلی بالطافت هر چه تمام‌تر یک امیدی هم نشان دهد. آن هم به طور غیرمستقیم که این دیگر هنر یک هنرمند است که امید نشان بدهد. نه اینکه امید کاذب باشد، چون بالاخره هستی جهت مثبت دارد چون خدا دارد و وقتی عالم خدا دارد ناامیدی جایی ندارد و وقتی انسان بزرگ است ناامیدی معنا ندارد. بنابراین اگر سینماگری به امید به عنوان وجه ترمیمی فیلمش نگاه کند بیراهه هم نرفته. من احساس می کنم سینماگر ما باید نقش روشنفکر داشته باشد و شجاع باشد فیلمش را بسازد. باید فیلمش را به شورای پروانه ساخت ببرد تا آنها نظر بدهند نه اینکه به درگوشی های قبل از ساخت گوش بدهد. البته ما هم وظیفه‌مان است که تذکرهایی هم به شوراهای مختلف بدهیم و بگوییم فیلم جدی فیلم سیاسی است و باید هم بازتابنده مشکلات باشد و هم رفتار یا امیدی را شکل دهد. هرگاه جامعه‌ای از مباحث سیاسی دور شد به لودگی گرایش پیدا می‌کند. قبل از انقلاب ما شاهد این بودیم که چطور شد یک باره سلیقه جوان‌های ما عوض شد به گرایشات آنچنانی و فیلم‌فارسی غلتیده شد و بعد یک باره با یک انفجار روبه‌رو شد و همه سیاسی شدند. اینطور نباشد که با دست‌های خودشان فضا را به سمتی نبرند که خودشان هم نخواهند. در واقع اگر می‌خواهید اصلاحی صورت بگیرد باید از این فیلم‌ها هم استقبال کنیم. از فیلم طنز هم استقبال می‌کنیم ولی لودگی یک چیز دیگر است و فیلم طنز خوب هم چیز دیگر.

*آیا این اتفاق ممکن است رهی باشد که به ترکستان می رود؟

اصلا ما کشوری به نام ترکستان نداریم. به نظرم به ناکجاآباد بگوییم بهتر است. من همیشه یک امیدواری به جامعه و فرهنگ و اتفاقات گذشته خودمان دارم و به نظرم وقتی اتفاقات اینطور رقم بخورد و به اوج خودش برسد یک بازگشتی رقم می خورد و این بازگشت مبارک است و من آن را مثبت می بینم وقتی مردم خیلی بیش از حد به یک سمتی می روند یک بازگشتی توسط مصلحانشان اتفاق می افتد و فراگیر می شود. فقط باید با پیشگیری‌های به موقع جلوی ضرر و هزینه بیشتر را گرفت. هر چه به سال‌های جدید نزدیک می شویم قدرت اجتماعی بیشتر در مقابل قدرت سیاسی ذبح می شود. اما هستند کسانی که هشدار می دهند و بار دیگر قدرت اجتماعی را پررنگ می کنند.

*شما در سالی که عضو هیات انتخاب فجر بودید، متهم شدید به گزینش فیلم‌های تلخ سیاه‌نما. انتقادهای تندی در هفت افخمی به فیلم‌تان شد و گفتند این فیلم‌های پوچ و سیاه تماشاگر ندارند. انتخاب‌های شما از نگاه جامعه شناختی بود؟

انتقاد که زیاد شد ولی من واقعا از منظر جامعه‎شناسانه به انتخاب‌هایم نگاه کردم و همانطور که گفتم هنوز از آن فیلم‌های متهم مثل «بدون تاریخ بدون امضا» یا «تابستان داغ»، دفاع هم می‎کنم. من نگاه مضمونی داشتم و نگاه اجتماعی‎ام هم می چربید و به شدت دفاع کردم و آنها را سیاه‎نمایی ندیدم. فیلمساز در این فیلم‌ها یک موضوع و مضمون مهمی را می‌خواهد بازتاب دهد حالا برای اثرگذاری بیشتر آن را با یک حادثه تلخ تشریح می‎کند که اثرگذارتر باشد. شما یک حادثه تلخ و یک سکانس را نبینید، یک مضمون تلخ را ببینید و قضاوت کنید. من نمی‌خواهم درباره این فیلم‌ها وارد مصداق شوم ولی فیلمی که نشان می‌دهد یک خانم پزشکی برای کارش بیرون از منزل، فرزند و خانواده‌اش را فراموش می‌کند و طبیعیات را فدای اجتماعیات می‌کند و وظیفه مادری‌اش یادش می رود یک هشدار جدی و تلنگر مهم به جامعه است.

تابستان داغ

*ولی در همان فیلم تابستان داغ، استفاده ابزاری از کودک شده بود.

خب حالا شاید بعضی‌ها هم ناراحت شوند از عاقبت تلخ و صحنه خشن رخ داده در فیلم برای آن کودک. این دیگر تصمیم کارگردان و سازندگان است. او احساس کرده اگر داستان اینگونه باشد تلخی را بهتر به تصویر می کشد و نباید به آنها ایراد گرفت.

* آن سال برنامه هفت، بهروز افخمی و مسعود فراستی این فیلم‌های گزینشی شما و دوستان‌تان را فیلم‌های سخیف نامیدند که مردم را از سینما فراری می‌دهد؟

آنها نظر شخصی‌شان را گفته‌اند. از نظر من مهم این است که فیلم‌ها فارغ از تلخ و شیرینی مضمونی‌شان پیامی را منتقل می‌کنند یا نمی‌کنند. امیدبخشی به جامعه دارند یا ندارند؟ من در همه آن فیلم‌های به ظاهر تلخ کلی پیام اخلاقی مهم دیدم و کلی امیدبخشی اجتماعی.

*ولی الان خیلی از کارشناسان اعتقاد دارند شرایط این‌قدر تلخ است که مردم فقط نیاز به خندیدن دارند، حالا به هر قیمتی.

این متاسفانه درک غلط از واقعیت‌هاست. وجه ارزش‌دهی به ابتذال است. یک نوع سطحی نگری دارد. شما با سطحی‌نگری ذائقه مردم را می‌آوری پایین و بعد می‌گویی این سطح خواسته مردم است. شما سعی کنید فیلم فاخر به مردم بدهید ببینید چطور استقبال می‌کنند. قبل از این هم که گفتم در دوره حضور در شورای پروانه نمایش چقدر مخالف مجوز گرفتن یک‌سری فیلم مبتذل به اسم طنز بودم اما متاسفانه در اقلیت قرار می گرفتم.من کتاب خاطرات روزهای حضورم را منتشر می‌کنم. هر فیلمی که جدی است چون جدی ساخته شده چون طعنه به سیاست می‌زند، به تیغ ممیزی دچار می‌شود و هر فیلمی که بی خاصیت‌تر است، سطحی‌تر و لوده‌تر است راحت مجوز می‌گیرد. این فیلم‌ها ذائقه مخاطب را سطحی می‌کند و عوارض بلند مدت خطرناکی دارند. من این فیلم‌ها را برای مجوز امضا نکردم ولی در اقلیت بودم.

*یک گروهی از جامعه شناس‌ها مثل آقای اباذری اعتقاد دارند ما جامعه و فرهنگ عامه را با سلبریتی‌زدگی، سخیف کرده‌ایم و حتی مثلا تلویزیون‌مان هم با شوخی‌های اروتیک خیلی راحت‌تر از حرف‌های سیاسی اجتماعی و چالش های فرهنگی جدی است.

بله. بله متاسفانه دقیقا همین طور است. من که عرض کردم ما در همین جشنواره فیلم‌هایی بود پر از شوخی‌های جنسی و اروتیک که تذکر دادیم و بخشی از آنها حل شد اما باز هم نمونه‌هایش بسیار است. این چیزها، این حرف‌ها و این جنس شوخی‌ها ربطی به جامعه ما ندارد اما متاسفانه جامعه ما را نمی شناسند و برایش چنین نسخه‌هایی می پیچند.

*در تلویزیون ملی هم همین مشکل را داریم؟

متاسفانه بله. آنجا هم آمده. یک‌سری از این فیلم‌ها هم که پخش نشدند هنوز زمان حضورشان نرسیده و احتمالا درگیر پخش سینمایی و نمایش خانگی هستند. این‌ها هم به‌زودی وارد تلویزیون ما می‌شوند. اتفاقا این فیلم‌ها از تلویزیون هم پخش می‌شوند. می‌دانید چرا؟ من به این مسئله نقد دارم که چرا اعضای شورای پروانه نمایش و حتی بعضا ساخت فیلم‌ها باید از مدیران تلویزیونی باشند؟ تلویزیون معرف نظام است، سینما معرف جامعه است. سینما تقلیل پیدا نمی کند به یک نظام. نظام سیاسی خیلی محترم، خیلی خوب اما باید در خدمت جامعه باشد نه اینکه جامعه در خدمت نظام سیاسی باشد. شما وقتی تلویزیونی‌ها را می‌گذاری در شورای پروانه نمایش، آنها با خط قرمزهای خودشان نگاه می کنند و آنها این‌قدر به مسائل سیاسی حساس هستند و ممیزی را به کار می گیرند و بعد راجع به آن شوخی‌های سخیف این حساسیت را ندارند و حاصل کار می‌شود همینی که می بینید.

*شما قطعا تلویزیون هم می بینید. طنزهای‌شان و این برنامه‌هایی مثل دورهمی و خندوانه…

کم و بیش بله.

خندوانه

*خود این استنداپ کمدی‌ها در نازل کردن سطح سلیقه مردم چقدر نقش داشته‌اند؟

من معتقدم خندوانه در دوره های ابتدایی نشاط و امید را به مردم منتقل می کرد اما به مرور و با استنداپ کمدی به اینجا رسید که باید به هر قیمتی مردم را خنداند. این را به خود رامبد هم گفتم که باید استنداپ‌کمدی‌هایش تلطیف و تعدیل شود. کمدی فاخر یعنی اجاره‌نشین‌ها، این ها نیاز به بحث جدی دارد . مثلا ما کمدی چاپلینی داریم و هم لورل هاردی. من می‌گویم با هویت‌مان باید چاپلینی بسازیم. کمدی چاپلینی می‌خنداند. خوب هم می خنداند اما درد دارد، فقط لحظه را اشغال نمی کند پسِ خنده‌هایش حرف است، نیاز به تعمق دارد. فاخر است. زندگی آدم فرآیندی است. اگر این را نمی‌فهمی یعنی لحظه‌ای هستی، آنی هستی، چیزی سرت نمی شود. خب باید این مسئله را معلوم کرد. انتخاب کرد. همین چالش را در موسیقی هم داریم متاسفانه. شنیدم که یکی از مسئولان فرهنگی ما می‌گفتند که به سمت ابتذال رفته‌اند و این هشداردهنده است. سلیقه مخاطب را کاهش ندهیم . تقلیل ندهیم.

*باز برگردیم به حرف‌های آقای اباذری در انتقاد از ابتذال فرهنگ عامه.

ببینید جناب دکتر اباذری درست می‌گویند اما ایشان فقط به روبنا اشاره دارند و زیر این ماجرا را بررسی نمی کنند. زیر این پوسته رویی این مسائل یک کنشی دارد هدایت می شود.

*یعنی می‌گویید این رفتارها هدایت شده است؟

نمی خواهم بگویم هدایت شده است. می خواهم بگویم آگاهانه است. وقتی نمی گذارید طرف تظاهرات سیاسی داشته باشد، حرکتش قالب فرهنگی پیدا می کند. این که آقای اباذری روی قضیه را می بیند، من هم رویش را می بینم، اما خوب است ایشان به زیرش هم توجه بکند. رویه زیرینش سیاسی و به نوعی هم اعتراض سیاسی است.

*یک جنبش اعتراضی مثل موسیقی رپ زیرزمینی؟

نه مثل تشییع جنازه پاشایی در نظرم بود. به نظر من آن جمعیت و آن تشییع جنازه یک کنش سیاسی خفته از سوی جامعه بود. من همان موقع هم تحلیلی ارائه دادم که بعضی ها فقط نمود فرهنگی‌اش را می‌بینند و می‌گویند که این به نوعی تقلیل سلایق موسیقیایی است. اما من گفتم روی این تشییع جنازه فرهنگی است اما زیرش سیاسی و نوعی اعتراض است. من الان هم نمی خواهم منکر شوم که باید به روی این ماجرا هم توجه کرد اما وجهه سیاسی‌اش هم مهم است.

تشییع پیکر مرتضی پاشایی

*شما این اقبال از تتلیتیسم را هم سیاسی می بینید و نوعی جریان مخالفت فرهنگی عامه؟

نه آن که فاجعه است. اصلا حرفش را هم نزنیم بهتر است. من همان موقع هم در ماجرای مرحوم پاشایی تحلیل کردم و گفتم که یک نوع سیاست‌زدایی دارد رخ می دهد. ببینید ما دو نوع سیاست‌زدایی داریم. یکی سیاست زدایی مقاوم است که خودش می داند دارد مقاومت می کند و یکی هم سیاست‌زدایی از بالا به پایین است.سیاست‌زدایی برنامه‌ریزی شده‌ای که از بالا به پایین جریان دارد. من نظرم این بود که این حرکت نوعی سیاست‌زدایی مقاوم است و مردم از این طریق می‌خواهند اعتراض داشته باشند چون تو اجازه دیگری به آن ها نمی دهی. من کلا با بسط آن قالب که منجر به سیاست‌زدایی از بالا به پایین شود مخالفم.الان هم این سیاست‌زدایی در دستور کار است چون حساسیت به کارهای سیاسی نشان داده می شود. حالا همه افراد هم که سیاسی نیستند که بتوانند از این قالب استفاده کنند و پیام سیاسی خود را منتقل کنند بلکه از این طریق کارهای خود را پیش می‌برند. این خطر کوتاه‌مدت است در درازمدت اما یک مقاومت دیگری شکل می گیرد و آن مقاومت یعنی بازگشت به قدرت اجتماعی و بازگشت به قدرت اجتماعی یعنی به چالش کشیدن قدرت سیاسی که به دور از هزینه نخواهد بود.

۲۴۱۲۴۱

مرد60 ساله دلیل قتل کودک11ساله را فاش کرد/ گوشی تلفن پشت پرده این ماجرای تلخ را نشان داد

این مرد در اظهارات خود گفت: روز دوازدهم بهمن، پسرم به همراه دوستانش در محله «زیرکن» (انتهای بولوار مهر مادر در منطقه خواجه ربیع) مشغول بازی بود اما از حدود ظهر همان روز دیگر به منزل نیامد و جست وجوهای ما نیز برای یافتن وی بی نتیجه ماند.

  کارآگاهان در اولین مرحله از عملیات اطلاعاتی به ردیابی کودک 11 ساله در محله زیرکن پرداختند و برخی از کودکانی را که آن روز همراه «مرتضی» بودند شناسایی کردند اما هر کدام از کودکان مذکور نیز فقط تا ظهر آن روز (دوازدهم بهمن) مرتضی را دیده بودند و بعد از آن دیگر خبری از  او نداشتند.

در حالی که تحقیقات اطلاعاتی کارآگاهان به روزهای بعد کشیده شد ناگهان یکی از دوستان مرتضی از مردی به نام «رمضان-الف» سخن گفت که قرار بود «مرتضی» یک قلاده سگ برای باغ آن پیرمرد ببرد! این جمله شاخه عملیات کارآگاهان را وارد مرحله جدیدی کرد و بدین ترتیب گروه زبده ای از کارآگاهان، فعالیت های اطلاعاتی و پلیسی خود را روی پیرمرد مذکور متمرکز کردند.

بررسی های تحت پوشش کارآگاهان نشان می داد که مرد 60 ساله در آن منطقه به عامل اغفال کودکان معروف است و از سابقه اجتماعی خوبی برخوردار نیست اما از آن جایی که وی چند روز قبل عمل جراحی چشم انجام داده بود، کارآگاهان با حساسیت ویژه ای به تحقیق ادامه دادند تا این که مشخص شد گوشی تلفن همراه کودک گمشده نزد یکی از دوستان همبازی وی قرار دارد. بنابراین کارآگاهان با لحنی کودکانه از وی درباره گوشی تلفن همراه پرسیدند که اظهارات این کودک، پشت پرده این ماجرای تلخ را نشان داد.

او گفت: گوشی را رمضان (پیرمرد سلاخ) به من داد و تاکید کرد که سیم کارت روی آن نگذارم و فقط با آن بازی کنم چون او چند بار مرا به باغ خود برده بود.

درحالی که با اظهارات این کودک احتمال قتل قوت گرفته بود، گروه ویژه دیگری از کارآگاهان ، بررسی های تخصصی خود را با بازداشت پیرمرد 60 ساله ادامه دادند اما او هرگونه ارتباط خود با مرتضی را انکار می کرد .روز گذشته کارآگاهان شیوه تحقیقات را تغییر دادند و پیرمرد را با چند کودک روبه رو کردند که یکی از آن ها همان کودکی بود که گوشی تلفن همراه مرتضی را در دست داشت. او در برابر بازجویی های تخصصی دوام نیاورد و گفت: به بچه های محل گفته بودم هرکس یک قلاده سگ برای محافظت از باغم بیاورد 50 هزار تومان پول می گیرد آن روز هم مرتضی یک سگ  که به دردم نمی خورد ولی 10 هزار تومان به او دادم و رفت.

 اما پیرمرد 60 ساله وقتی دید جملات ساختگی او مورد توجه قاضی و کارآگاهان قرار نمی گیرد به ناچار حقیقت ماجرا را بیان کرد و گفت: او را به بهانه دادن پول به باغ کشاندم و قصد آزار او را داشتم اما وقتی با مقاومت کودک روبه رو شدم و او فریاد می زد که ماجرا را به پدرش می گوید، عصبانی شدم و او را با دست هل دادم که سرش به حاشیه استخر کوچک داخل باغ خورد و بیهوش شد . دیگر ترسیده بودم به همین دلیل کمربندش را برداشتم و او را خفه کردم. سپس جسد را در صندوق عقب خودروی پی کی گذاشتم و بعد از روستای رباط خاکستری به سمت جاده فرعی رفتم وداخل گودالی در کوهپایه دفن کردم.

  روز گذشته کارآگاهان پلیس آگاهی، به همراه متهم به سوی محل دفن جسد حرکت کردند و او  ضمن بیان جزئیات تلخ دیگری از ماجرا، با دست های خود بخشی از زمین خاکی را حفر کرد که ناگهان جسد پسربچه نمایان شد و بدین ترتیب یک پرونده جنایی دیگر مقابل قاضی شعبه 208 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد قرار گرفت تا زوایای پنهان آن روشن شود.

23302

عروس و دامادها با ۳۰ میلیون وام ازدواج چه کارهایی می‌توانند انجام دهند؟

در شرایط کنونی جامعه و وضعیت معیشت مردم، امر ازدواج یکی از دغدغه‌های اصلی جوانان است، چراکه مشکلات اقتصادی همواره در زندگی گریبان گیر مردم و عامل اختلاف‌های خانوادگی نیز هست.

اغلب جوانان به دلیل آینده مالی و وضعیت اقتصادی نامعلوم خود از ازدواج فرار می‌کنند، چراکه برای آغاز یک زندگی باید حداقل‌های اقتصادی و شغلی فراهم باشد، اما این حداقل‌ها در هر زمان بسته به شرایط اقتصادی و وضعیت محیطی متفاوت است. هرچند در وضعیت و شرایط کنونی جامعه، به دست آوردن حداقل‌های زندگی نیز دردسرهای زیادی دارد.

بیشتر پسرها دلیل تأخیر در ازدواج را بیکاری و بی پولی برای خرید خانه و برگزاری مراسم عروسی قید می‌کنند و مهم‌ترین دلیل ترس دختران از ازدواج هم ترس از تهیه جهیزیه با توجه به قیمت‌های نجومی کالاهاست.

این روزها گرانی و تورم مسئله‌ای غیر قابل انکار است و زندگی همه مردم را تحت شعاع قرار داده است. حال بیکاری، نداشتن ثبات اقتصادی، اجاره خانه‌های بالا، سنگینی هزینه‌های جشن عروسی و خرج زندگی، هر جوانی را برای تشکیل یک زندگی پشیمان می‌کند.

در نیمه دوم سال و در زمان نگارش لایحه بودجه، تنها توجه دولت به جوانان در این حد بود که همانند سال گذشته ارائه وام ۱۵ میلیون تومانی به زوجین را در نظر گرفت.

این اقدام اظهارنظرهای زیادی را به دنبال داشت تا جایی که بعد از پیشنهادهای بسیاری که از سوی مسئولان و معاونان وزارت ورزش و جوانان و نمایندگان مجلس صورت گرفت، ۸ بهمن اعلام شد طبق مصوبه کمیسیون تلفیق در بودجه سال بعد مبلغ وام ازدواج از ۱۵ به ۳۰ میلیون تومان برای هر یک از زوجین (در مجموع ۶۰ میلیون تومان) افزایش یافته است. در این شرایط تنها سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا وام ازدواج ۳۰ میلیون تومانی کفاف شروع یک زندگی را می‌دهد؟

بهتر است با هم قیمت برخی از رکن‌های اصلی شروع یک زندگی را مرور کنیم. هر دختر و پسر جوانی فارغ از خرج و مخارج برگزاری مراسم عروسی و خرید طلا و جواهر برای شروع یک زندگی، نیاز به یک سقف بالای سر دارند. در کلانشهری مثل تهران اصولا خرید خانه یکی از موفقیت‌هایی محسوب می‌شود که برای رسیدن به آن باید از هفت خوان رستم گذر کرد، اما برای اجاره یک خانه کوچک و نقلی در یکی از مناطق متوسط نشین تهران باید حداقل ماهی ۳ میلیون تومان اجاره خانه کنار گذاشته شود.

با یک چرخ در بازار متوجه می‌شوید که قیمت وسایل خانگی تا چه حد افزایش یافته است، برای مثال قیمت یک یخچال فریزر معمولی ساخت ایران بین ۹ تا ۱۱ میلیون تومان و قیمت یک تلویزیون معمولی تولید داخلی بین ۴ تا ۶ میلیون تومان تخمین زده می‌شود. این در حالی است که یک جشن ازدواج ساده با تخمین قیمت‌ها در حال حاضر بین ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان هزینه دارد، یعنی در مجموع این هزینه‌ها ۲ برابر مبلغ وام ازدواج است.

محمد و مهلا زوج جوانی هستند که قصد آغاز زندگی زناشویی خود را دارند و به همین دلیل برای خرید عروسی به بازار تهران مراجعه کردند.

با آن‌ها که هم کلام شدم، گفتند: زندگی ما با دفترچه قسط وام ازدواج شروع خواهد شد، چراکه علی‌رغم اینکه ما برگزاری جشنی ساده را برای آغاز زندگی خود در نظر گرفته‌ایم، اما هزینه‌های عروسی به قدری بالاست که مجبوریم تا ۵ سال آینده قسط پرداخت کنیم.

محمد در ادامه گفت: وقتی در پروسه ازدواج می‌افتی اصلا نمی‌فهمی این خرج‌ها از کجا تراشیده و پول‌ها چگونه خرج می‌شود. بعد که به خودت می‌آیی، می‌بینی تو ماندی و دفترچه قسط، کرایه خانه، پول آب و برق و تلفن و خرج های زندگی!

مهلا توضیح داد: هر چقدر هم که صبح تا شب تلاش کنی، باز هم نمی‌توانی چاله چوله های زندگی‌ات را پر کنی. من و همسرم هر دو شاغل هستیم، اما حقوق هر دوی ما به ۳ میلیون تومان هم نمی‌رسد.

آقای داماد از درآوردن خرج زندگی بسیار نگران بود، چراکه به تازگی می‌خواهند زندگی زناشویی خود را آغاز کنند و عروس خانم هم از خرید کردن پدرش برای جهیزیه و قیمت‌های سر به فلک کشیده اجناس شاکی بود.

یکی از فروشنده‌ها درباره قیمت تمام شده یک جهیزیه گفت: پیش از سال ۹۷، جمع کردن یک جهیزیه متوسط و معمولی بین ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان بود، اما در حال حاضر این رقم به ۷۰ تا ۸۰ میلیون تومان رسیده است.

وی افزود: قبلاً برای مشتری فروش شرایطی و اقساطی داشتیم، اما شرایط موجود بازار باعث شده تا مشتریان مبلغ کامل را پرداخت نکنند و چک هایمان روی دستمان بماند.

با این حال مبلغ ۳۰ میلیون تومان چه دردی می‌تواند از جوانان دم بختی که در شرف ازدواج قرار دارند، درمان کند؟

در نهایت بعد از خرید این اقلام و خرج کردن این پول در پروسه ازدواج، این عروس و داماد هستند که بعد مراسم عروسی باید دفترچه قسط خود را در دست بگیرند و تمام دغدغه هایشان پرداخت پول‌های مراسم ازدواجشان باشد.

نکته قابل توجهی که باید در نظر گرفت این است که یکی از مشکلات دریافت همین وام برای جوانان این است که تنها تا یک سال پس از تاریخ عقد وام ازدواج به زوجین تعلق می‌گیرد و پس از گذشت یک سال در صورتی که زوج اقدام به دریافت وام نکرده باشد، وام با هم تعلق نمی‌گیرد. این در حالی است که صف بانک‌ها برای گرفتن وام ازدواج به قدری طولانی است که برخی از زوج‌های جوان می‌گویند بیش از یک سال در نوبت بانک بودند.

سن ازدواج روز به روز بالا می‌رود، چون جوانان توانایی تأمین مالی ازدواج و یک زندگی را ندارند و راه حل‌های پیشنهادی برای حل این مشکل نیز به زمان حال که قیمت‌ها روز به روز افزایش می‌یابد، مربوط نیست.

حال بهتر است مسئولان برای آن قشر از جوانانی که تمایل به ازدواج دارند، راه حل مناسب تری بیاندیشند، چرا که باز هم افزایش وام ازدواج در بودجه سال ۹۸ نمی‌تواند انگیزه کافی برای ازدواج جوانان باشد.

۴۲۴۲

سردار باقری: لهستان قول داد در نشست ورشو هیچ حرفی علیه ایران زده نمی‌شود

سردار سرلشگر محمد باقری اظهارداشت: لهستان قول داده است که در نشستی ورشو هیچ حرفی علیه ایران زده نمی شود. باید منتظر بود تا این نشست برگزار شود و ببینیم که لهستانی ها چقدر به قول خود وفادار هستند.

رییس ستادکل نیروهای مسلح این نشست را بی ارزش و بی اهمیت توصیف کرد و اظهار داشت: چه در نشست ورشو علیه ایران حرفی زده شود و چه حرفی زده نشود، تاثیری در اقدامات و قدرت جمهوری اسلامی ایران نخواهد داشت.

مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا روز جمعه ۲۲ دی ماه در جریان سفر خاورمیانه ای خود در گفت وگو با شبکه خبری ‘فاکس نیوز’ از برگزاری یک گردهمایی بین المللی با تمرکز بر فعالیت های منطقه ای ایران در روزهای ۱۳ و ۱۴ فوریه (۲۴ و ۲۵ بهمن) در ورشو پایتخت لهستان با حضور متحدان آمریکا از جمله بعضی شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس و در راس آنها عربستان سعودی و نیز رژیم صهیونیستی خبر داد.
گفته می شود که برخی گروه های تروریستی نیز به این نشست فرا خوانده شده اند.

کشورهای بزرگ اروپایی به علاوه بسیاری از کشورهای منطقه از جمله کشورهای مهم عربی و ترکیه از مشارکت در این نشست به رغم دعوتی که واشنگتن از آنها کرده، خودداری کرده اند.

واشنگتن می کوشد با ادعای اینکه این نشست صرفا علیه ایران نیست و اوضاع خاورمیانه را بحث و بررسی می کند، کشورهای موثر دنیا را به شرکت در این نشست ترغیب کند.

لهستان در حالی میزبان این نشست شده است که ایرانیان ۷۰ سال قبل، پذیرای بیش از یک‌صد هزار پناهجوی لهستانی بودند. حتی امروز نیز مردم کشورهای همسایه، ایران را پناهگاهی امن در روزهای سخت می‌دانند.

محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در واکنش به اعلام برگزاری کنفرانس ضد ایرانی در لهستان از سوی پمپئو، به کشور میزبان و شرکت‌کنندگان کنفرانس در توئیتی یادآوری کرد: کسانی که در آخرین نمایش ضد ایرانی توسط آمریکا شرکت کرده بودند، یا مرده‌اند، یا بی آبرو شده و یا به حاشیه رانده شده اند؛ و ایران قوی تر از همیشه است. دولت لهستان نمی تواند این ننگ را پاک کند؛ در حالی که ایران، لهستانی ها را در جنگ جهانی دوم نجات داد؛ این کشور اکنون میزبان یک سیرک درمانده ضد ایرانی می شود.

۲۱۴۲۱۴

حملۀ دوبارۀ جنگنده‌های صهیونیستی به سوریه

به گزارش ایسنا، یک منبع نظامی سوری به خبرگزاری رسمی سوریه (سانا) گفت، دشمن اسرائیلی ساعت ۱۸:۳۰ دقیقه عصر دوشنبه تل الضهور در جباثا الخشب و تل الدرعیا و تلة خالد در القنیطره را با چندین خمپاره هدف گرفت.

این منبع خاطرنشان کرد، یک فروند پهپاد اسرائیلی همچنین ساعت ۱۹:۵۰ دقیقه چهار راکت را به سمت بیمارستان ویران شده القنیطره و یکی از مراکز نیروهای امنیتی نظام سوریه شلیک کرد که تنها خسارات مادی برجای گذاشت.

خبرنگار سانا در القنیطره نیز با اشاره به این حملات گفت، دشمن اسرائیلی با چندین گلوله تانک بیمارستان تخریب شده القنیطره و نیز یکی از مراکز دیده‌بانی در جباثا الخشب را هدف گرفت.

در عین حال منابع محلی به خبرگزاری آناتولی گفتند، ارتش اسرائیل با توپخانه خود مواضع حزب‌الله لبنان را در مرکز استان القنیطره و دو شهرک جباثا الخشب و یک پل مرزی مشترک با اسرائیل هدف گرفت.

این در حالی است که سخنگوی ارتش رژیم صهیونیستی به سوال مربوط به حمله توپخانه‌ای به القنیطره پاسخی نداد.

رژیم صهیونیستی همواره حملاتی را به سوریه انجام می‌دهد. یک مقام ارشد اسرائیلی ماه سپتامبر گفته بود، اسرائیل طی دو سال گذشته بیش از ۲۰۰ حمله به اهداف ایران و نیروهای حزب‌الله لبنان در سوریه داشته است.

5252

چرا بهترین زمان برای خواب، از ساعت ۲۳ تا 6 صبح است؟

مصطفی قانعی در یک برنامه رادیویی در رابطه با اپیدمی کم خوابی یکی از دلایل افزایش کم خوابی را مرتبط به فرهنگ دانست و گفت: در فرهنگ ما خواب همراه با نوعی تنبلی مطرح شده و هر جا خواستیم بگوییم کسی موفقیتی بدست آورده، گفتیم شب‌ها نخوابیده است و این باعث شده که خواب به عنوان یک ارزش تلقی نشود.

وی افزود: فیلم‌های خوبمان را آخر شب می‌گذاریم، برنامه شادمان را در سیما، آخر شب پخش می‌کنیم یعنی اینکه ما هنوز برای خواب ارزشی قائل نیستیم در حالی که در قرآن به عنوان یکی از آیات بزرگ الهی، خواب شب نام برده شده و در دو جا اشاره شده که خواب چه معجزاتی را شامل می‌شود.

فوق تخصص بیماری‌های ریه و خواب متذکر شد: تقریباً از کسانی که به عنوان بیمار مراجعه می‌کنند، بالای ۹۰ درصدشان اختلال خواب دارند و این بدان معنا نیست که بیماران همه اختلال خواب دارند، به این معناست که علت بهبود نیافتن بعضی از بیماری‌ها اختلال خواب است.

وی ادامه داد: دلیلش این است که انسان یک هورمون رشد دارد، اگر بزرگسال باشد، در خواب باعث تعمیر بدن می‌شود و اگر خردسال باشد باعث رشد بدن می‌شود.

قانعی با تاکید بر اینکه علاوه بر کمیت، کیفیت خواب نیز مهم است، تصریح کرد: شاخص کیفیت خواب این است که وقتی کسی صبح از خواب بیدار شد، باید سرشار از نشاط باشد. همین نشانه کافی است کسی که صبح بلند می‌شود ولی نشاط ندارد یعنی کیفیت خواب نامناسب بوده است و باعث می‌شود که اگر رانندگی هم می‌کند، خواب خواب آلود باشد و یا اگر سر کلاس است مطلب را متوجه نشود.

وی با اشاره به انتشار مقاله‌ای با عنوان نقاب دار بزرگ، گفت: در این مقاله علت افت تحصیلی بیشتر بچه‌ها را حالت خواب شبانه مطرح کرده، بنابراین خسارت‌های مشکلات خواب چه در بروز بیماری‌ها، چه در عدم کنترل بیماری‌ها، چه در ادامه رشد و تعادل بدن و چه در عقب ماندگی‌های تحصیلی در کشورهایی که برآورد شده، خسارت ده‌ها میلیارد دلاری بوده است.

وی در رابطه با عوامل ایجاد کننده بی خوابی گفت: بیشترین سهم عمده اختلالات خواب، به سبک زندگی برمی گردد. بیش از ۳۰ تا ۴۰ درصد از کسانی که اختلال خواب دارند به خاطر مشکلات ناشی از سبک زندگی و نتایج آن است، برای مثال کسی که با معده پر می‌خوابد نباید انتظار داشته باشد خواب خوب داشته باشد، باید سه ساعت بعد از شام خوابید.

قانعی متذکر شد: آن سهمی که در خورخور شبانه است حدوداً ۴ درصد است که بخشی از آن بخاطر اختلالات ساختاری است و بخشی هم به خاطر چاقی است که بیش از حد ایجاد شده و در مردان شیوعش بیشتر است. این چهار درصد می‌شود گفت بیماری است اما عمده اختلال خواب مردم، ناشی از اختلال تغذیه، عدم اهمیت به خواب و اینکه ساعت خواب مناسب ندارند و سر وقت نمی‌خوابند، می‌باشد.

وی در خصوص ساعت مناسب برای خواب گفت: کسی نباید بعد از ۶ صبح خواب باشد و از ۱۱ شب هم زودتر بخوابد، چون مؤثر نیست. اکثر بیماری‌ها در اثر خواب بیش از حد ایجاد می‌شود که این هم به خاطر خواب‌هایی است که از ۶ صبح به بعد آغاز می‌شود و این مطالعه‌ای بوده که در کانادا انجام شده و اثبات شده است.

۴۲۴۲