بوکسور قدیمی:همسرم قهرکرد،از پدرومادر پیرش انتقام گرفتم/دختران17و19ساله ام را هم کشتم تا مثل مادرشان نشوند

او گفت: این قتل‌ها را از قبل طراحی کرده و بعد از بیهوش‌کردن مقتولان آنها را کشته ‌است.

خبر چنان شوک‌آور بود که مأموران ابتدا صحت آن را مورد بررسی قرار دادند و زمانی که به محل رفتند، اجساد چهار نفر، از جمله دو دختر 17 و 19 ساله را پیدا کردند. با انتقال اجساد به پزشکی‌قانونی تحقیقات از متهم آغاز شد.

متهم یک‌بار دیگر اتهام چهار فقره قتل را قبول کرد و گفت: من و همسرم مدت‌ها بود که با هم اختلاف داشتیم و یک‌هفته‌ای می‌شد که همسرم خانه را ترک کرده ‌بود، شرایط خانه اصلا خوب نبود و من می‌دانستم که او دیگر برنمی‌گردد، برای اینکه کاری کنم که برای همیشه ناراحت باشد، تصمیم گرفتم فرزندانم و پدر و مادر او را بکشم. روز حادثه بیرون رفتم و مقدار زیادی شیر و موز خریداری کردم و به خانه آمدم. والدین همسرم در خانه ما میهمان بودند. وقتی به خانه آمدم، مقدار زیادی شیرموز درست کردم و داروی خواب‌آور در آن ریختم و به اعضای خانواده‌ دادم. بعد از اینکه آنها به خواب رفتند، به آشپزخانه رفتم و یک چاقو برداشتم و به اتاق خواب دخترانم رفتم. دختر بزرگم را که دانشجو بود، کشتم و سپس دختر کوچکم را به قتل رساندم.

متهم47ساله  ادامه داد: وقتی گلوی دخترم را بریدم، به پذیرایی رفتم. در آنجا ابتدا پدر 79 ساله همسرم را به همین شیوه به قتل رساندم و درحالی‌که مادر 70 ساله همسرم از خواب بیدار شده بود، با واردکردن ضربات متعدد چاقو به شکم و گلوی این پیرزن، او را نیز به قتل رساندم. متهم گفت: من 25 سال است که بوکس کار می‌کنم و همیشه هم به خانواده‌ام وفادار بوده‌ام، اما همسرم با من دعوا می‌کرد و تصمیم خودش را برای جدایی گرفته بود، به همین خاطر من هم از آن پیرزن و پیرمرد انتقام گرفتم، چون آنها زندگی‌ام را خراب کردند. متهم درباره اینکه چرا دخترانش را کشته، گفت: آنها را کشتم، چون نمی‌خواستم شبیه مادرشان شوند.

بعد از پایان بازجویی‌ها و صدور کیفرخواست علیه متهم، پرونده برای رسیدگی به شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و متهم به زودی محاکمه می‌شود.

1717

فیلم | نمایش خاص عید پاک در اسپانیا

این مراسم که هر سال در روز یکشنبه عید رستاخیز برگزار می‌شود گردشگران محلی بسیاری را مجذوب خود می‌کند. در روز پایانی هفته مقدس یعنی یکشنبه عید پاک، برگزارکنندگان دو تمثال یا عروسک نمادین مسیح و مریم مقدس در نوعی مسابقه تماشایی از دو سوی خیابان اصلی به سوی مرکز شهر حمل می‌کنند.

6161

چرا تبریز در مه غرق شد؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ همه چیز از شکست تراکتوری ها مقابل سپیدرود رشت آغاز شد. با اشتباه های عجیب فروزان، جام تقریبا از دستان تراکتورسازان لیز خورد. کسانی بودند که اعتقاد داشتند فروزان به خاطر شرط بندی آن گل ها را خورده است و در این میان استقلالی ها هم به تراکتور طعنه می زدند. پس از آن بود که فروزان به کمیته اخلاق نامه زد و از دردسری گفت که در تبریز برای او درست شده است. این پایان جنجال های تراکتور نبود. دروازه بان تراکتورسازی تصمیم گرفت از مالک باشگاه شکایت کند. اوضاع وقتی پیچیده تر شد که پرشورها در تبریز هم باختند، این بار به پیکان. درگیری ها در تبریز اوج گرفت. یکی از هواداران تراکتور به مسعود شجاعی حمله ور شد.

تماشاگران تراکتور دیگر طاقت نداشتند. آن‌ ها به درون زمین مسابقه ریختند. حتی کنترل آن ها در بیرون از ورزشگاه کار مشکلی بود. پس از چند ساعت عجیب در حوالی ورزشگاه یادگار امام، دو تیم از ورزشگاه خارج شدند اما تمرینات فردای تراکتورسازی تعطیل شد. دادستان تبریز در این میان از تشکیل یک پرونده قضایی برای تراکتوری ها خبر داد. پس از آن بود که هواداران تراکتورسازی به تمرین تیم محبوبشان رفتند. در ادامه حتی ماجرای باخت تراکتور به استانداری هم رسید. هواداران تراکتور در جریان بازی مقابل پیکان، چیزی فراتر از قهرمانی را از دست دادند. درگیری با مسعود شجاعی و اشکان دژاگه، احتمالا باعث جدایی دو ملی‌پوش با تجربه از جمع پرشورها خواهد بود. وضعیت خارجی‌های تراکتور هم چندان مساعد نیست. شاید آن‌ها مثل همان هم‌تیمی سابقشان که در نیم فصل نخست دیگر حاضر نشد به تبریز بازگردد، در تابستان تراکتور را برای همیشه ترک کنند. شاید هیچ‌کدام از این اتفاق‌ها هم رخ ندهد، اما آن‌چه مشخص است، ویرانی برندی است که سال‌ها در تبریز قطعه به قطعه تکمیل شد و حالا در کمتر از یک شب، ویران شده است.

درگیری با مسعود شجاعی و اشکان دژاگه باعث شد تا محمد تقوی و مهدی طارمی هم از ملی پوشان حمایت کنند. پس از آن قرار شد رای نهایی کمیته انضباطی برای تراکتوری ها تا انتهای هفته جاری منتشر شود. رییس هیئت مدیره تراکتورسازی هم از اتفاقاتی که رخ داده بود ناراحت بود: «هوادار هر تیمی با آن تیم زندگی می‌کند. من شرمنده هواداران شدم. آقای زنوزی هم ماجرای یکی از تماشاگران ما را گفته است که برای اینکه در زمستان به هواداران بگوید به ورزشگاه بیایند، در آن هوای سرد برهنه شد. مطمئناً چنین عاشقی نمی‌آید آبروی شهر و تیمش را ببرد؛ آن هم به کاپیتان تیمش؛ آن هم مسعود شجاعی که اسطوره اخلاق است. اشکان دژاگه و احسان حاج صفی هم همینطور. بچه‌های ما واقعاً نمونه هستند.» حتی تراکتوری ها هم تلاش کردند از کاپیتان ملی پوش خود دلجویی کنند

حالا ممکن است اشکان دژاگه هم محروم شود. اما با رسمی شدن شکایت فروزان از زنوزی، حالا همه چیز در اوج بحران است. مه فروردین، تبریز را بغل کرده و آخر شب، در قهوه‌خانه طالقانی در دروازه تهران، تلویزیون روی سریالی از شبکه آی‌فیلم دوباره روشن است. مشتری‌ها تک و توک و تُنُک نشسته‌اند و گفتگویی نیست. تو به این فکر می‌کنی که همین، همیشه روال طبیعی زندگی در این گوشه‌ از گوش گربه بوده؛ همیشه دیگرانی بوده‌اند که بخواهند حق‌خواهیِ به‌حق مردم این خطه را مصادره به مطلوب ناحق‌شان کنند و حالا فوتبال، زمین بازی‌شان شده. از خودت می‌پرسی چه کسی باید این سیل را به مسیر طبیعی برگرداند؟ پاسخ، سهل و ممتنع است اما در فوتبال، روشن.

255 41

مرگ مشکوک خانم دکتر متخصص زنان/ او داروهای آرام بخش به خودش تزریق کرد

بررسی‌های اولیه نشان می‌داد که این زن 45 ساله پزشکی مشهور، عضو هیأت علمی دانشگاه و دارای برد تخصصی است که هر روز برای طبابت به کلینیکش در خیابان فرشته رفت و آمد داشته است.همچنین مشخص شد وی فرزند 20 ساله‌ای دارد و همسرش نیز پزشک است.در کنار جسد خانم دکتر مقداری داروی آرامبخش و سرمی وجود داشت که مشخص بود زن میانسال آنها را به وسیله سرم به خود تزریق کرده است.

در ادامه بررسی‌های صورت گرفته فردی که با پلیس تماس گرفته بود، گفت: خانم دکتر ساعاتی قبل با من تماس گرفت و از من خواست که برای درد دل کردن به مطبش بروم. من هم بعد از پایان کارم راهی کلینیک‌ شدم. اما در بسته بود چندین بار زنگ زدم اما چون کسی در را باز نکرد، با کلیدی که قبلاً خانم دکتر در اختیارم قرار داده بود وارد شدم. با ورود به کلینیک با جسد خانم دکتر درحالی که سرم داخل دستش بود مواجه شدم.

متخصصان پزشکی قانونی زمان مرگ را 5 ساعت قبل از کشف جسد اعلام کردند و به دستور بازپرس شعبانی از شعبه چهارم دادسرای امور جنایی تهران، تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.

1717

آپارتمانهای زیر متری10میلیون در کدام نقاط تهران پیدا می شود؟

به اذعان مشاوران املاک در مناطق متوسط رو به پایین اغلب متقاضیان درصدد خرید ملک تا مترمربعی ۱۰ میلیون تومان هستند و البته بخش اعظم همین رقم را هم با دشواری و از طریق وام و به رهن سپردن ملک تامین کرده‌اند، این گروه در اغلب مناطق به ویژه مناطق ۴ تا ۱۶ می‌توانند املاکی در این بازه قیمتی جست‌وجو کنند، اما در مناطق بالاتر آپارتمان‌های تا مترمربعی ۱۰ میلیون تومان اغلب قدیمی‌ساز بوده و سن بنای بیش از ۱۵ سال دارند.

این در حالی است که در مناطق دارای بافت فرسوده نسبتا وسیع همچون مناطق ۷، ۹ و ۱۰ یافتن آپارتمان نوساز در این گروه قیمتی هنوز غیر ممکن نشده است. محله‌های نامجو، خواجه نظام، رودکی، وحیدیه، دماوند، جشنواره، استاد معین، امام حسین (ع) و میدان خراسان از جمله نقاطی هستند که جست‌وجوی آپارتمان زیر ۱۰ سال ساخت و بعضا حتی زیر ۵ سال ساخت تا مترمربعی ۱۰ میلیون تومان در آنها ممکن است.

آپارتمان‌های ارزان قیمت

سفر رئیس‌جمهور به استان کردستان لغو شد

محسن بیگلری عضو مجمع نمایندگان کردستان در گفت‌وگویی اظهار داشت: سفر روز چهارشنبه هفته‌جاری رئیس‌جمهور به استان کردستان لغو شد.

وی افزود: تاکنون دلیل لغو این سفر اعلام نشده است.

1717

لیلا حاتمی چرا می خواهد راه سقوط را طی کند؟

در داخل کشور بعد از فیلم لیلا داریوش مهرجویی در سال 1375 به عنوان هنرپیشه‌ای توانا در سطح اول سینمای ایران مطرح شد و بعد از موفقیت جهانی فیلم حدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی در سال 1389 شمایل یک بازیگر موفق ایرانی در سطح بین المللی پیدا کرد. به همین دلیل در سال 2014 به عنوان یکی از اعضا هیئت داوران بخش مسابقه اصلی جشنواره کن (معتبرترین جشنواره سینمایی جهان) انتخاب شد.

در کارنامه بازیگری حاتمی به زحمت می‌توان انتخاب نادرست برای نقش‌آفرینی پیدا کرد، اما در یک سال اخیر 2 انتخاب عجیب از او پرسش برانگیز است؛ فیلم مردی بدون سایه و سریال نهنگ آبی

پخش سریال نهنگ آبی به کارگردانی فریدون جیرانی از سال گذشته در شبکه نمایش خانگی شروع شد و تا به امروز ادامه داشته است اما مخاطبان با آن چندان ارتباطی برقرار نکردند، نقش حاتمی در فیلم به عنوان یک زن معتاد، عاشق و تندخو هیچ خصوصیت خاص و منحصر به خود ندارد و به تعبیری می‌توان گفت در مدار کلیشه‌های معمول سینما و حتی تلویزیون ایران است.

حاتمی در فیلم «من» سهیل بیرقی هم نقش یک زن خلافکار و عصبی را بازی کرده بود ولی در آن فیلم کاراکتر او به درستی در مسیر فیلمنامه و پرداخت شخصیت آن شکل گرفته بود که اتفاقا این نقش به عنوان یک اجرا متفاوت در کارنامه بازیگری او ثبت شد و مخاطب یک روی دیگری از بازیگری را می‌دید که معمولا در فیلم‌های نماد زن معصوم‌، بی دفاع بود.

شاید برپایه همین نقش آفرینی حاتمی در فیلم «من» او را برای سریال نهنگ آبی انتخاب کرده‌اند اما شخصیت «آناهیتا» در این مجموعه اساسا بسیار قابل پیش‌بینی و شناخته شده است، مخاطب به سرعت رفتارها و واکنش‌های او را می‌تواند پیش‌بینی کند و حضور حاتمی در این نقش معمولی پرسش برانگیز است، نقشی که انگار خود بازیگر هم با آن هیچ ارتباطی برقرار نکرده است و این حس به مخاطب هم القا می‌شود.

در چند روز گذشته خبر جدا شدن لیلا حاتمی از سریال نهنگ آبی منتشر شد و پس از 8 قسمت دیگر او در این سریال حضور ندارد (با مرگ کاراکتر آناهیتا)، این اتفاق خوبی است زیرا که حاتمی انگار از بازخورد سریال متوجه شده است که چه اتفاقی رخ داده و از ادامه بازی انصراف داده است.

لیلا حاتمی سابقه حضور در سریال‌هایی چون «کیف انگلیسی» و «پریدخت» را دارد که در هر 2 سریال بسیار خوش درخشیده است و اتفاقا شاید به همین دلیل است که انتظار ما از او بسیار بیشتر از نقشی چون «آناهیتا» در نهنگ آبی است.

لیلا حاتمی؛ افول یک ستاره و انتظار بازگشت
در سال گذشته لیلا حاتمی در فیلم «مردی بدون سایه» علیرضا رئیسیان هم بازی کرده بود که در جشنواره ملی فیلم فجر به نمایش درآمد، جدای از اینکه فیلم هیچ اتفاق خاصی در سینمای ایران نیست، منتقدان متفق القول به بازی بد حاتمی اشاره داشتند و نقش «سایه» در این فیلم هم از آن دست انتخاب‌هایی است که از لیلا حاتمی انتظار نمی‌رفت!

در حالیکه در همین جشنواره فیلم «ناگهان درخت» صفی یزدانیان هم حضور داشت که فارغ از ارزشگذاری خوب و بد فیلم، بازی لیلا حاتمی در کنار پیمان معادی قابل قبول بود.

لیلا حاتمی کارنامه‌ای بسیار پربار در سینمای ایران دارد و هر سال یا هر 2 سال یکبار فیلمی از او دیده‌ایم که همگان به بازی و نقش‌آفرینی درخشان او اذعان دارند مانند «من» ، «رگ خواب» ، «بمب؛ یک عاشقانه» ، «خوک» و … در همین چند سال اخیر.

لیلا حاتمی اعتباری برای خود در سینمای ایران به دست آورده است که حضور او در هر فیلمی به آن وجاهت و اعتباری می‌بخشد، حال با این اتفاقات و انتخاب‌های حاتمی یک روند نزولی در کارنامه او رقم خورده است، امید که این بازیگر توانا موقعیت به وجود آمده را درک کرده و باز با سخت‌گیری‌های همیشگی‌اش به دوران قابل دفاع گذشته برگردد، قطعا مخاطبان هم این دوره کوتاه افت بازیگری او را فراموش خواهند کرد.

1717

5 راهکار برای ثبات نرخ ارز / بورس در سال ۹۸ وضعیت خوبی خواهد داشت


Nastooh Saba Newsroomطراحی و تولید: نستوه

وقتی فدراسیون وارد سوپرلیگ می‌شود؛ قهرمانی «تیم حکومتی» در ترکیه!

دربی هفته گذشته استانبول میان گالاتاساری و فنرباغچه مثل همیشه داغ بود، اما با این حال دیگر آن حال و هوای همیشگی را نداشت. نه فقط چون حالا یک باشگاه دیگر از استانبول بالاتر از آنها و بشیکتاش به عنوان قدرت جدید فوتبال ترکیه ظهور کرده، بلکه به خاطر اینکه سه قدرت سنتی کنار رود بسفر حالا با مشکلات زیادی دست و پنچه نرم می‌کنند. به ویژه فنرباغچه که اصلا حال و روز خوشی ندارد و عملاً ورشکسته است.

از زمان تاسیس لیگ ترکیه در سال ۱۹۵۹، گالاتاسارای، بشیکتاش و فنرباغچه که در ترکیه به «اوچ بویوک» (سه بزرگ) مشهورند، حاکمان بلامنازع آن بوده‌اند. به جز این سه باشگاه، تنها ترابوزان اسپور (شش بار در دهه‌های هفتاد و هشتاد میلادی) و آخرین بار بورسا اسپور در سال ۲۰۱۰ توانسته‌اند قهرمان لیگ شوند. اما حالا به نظر می‌رسد با قدرت گرفتن باشگاه باشاک‌شهیر که در سال ۱۹۹۰ به عنوان باشگاه شهرداری استانبول با نام «استانبول بی‌بی» تاسیس شد و سپس در سال ۲۰۱۴ به «باشاک شهیر اف‌کا» تغییر نام داد، عصری جدید در فوتبال ترکیه دارد شکل می‌گیرد. اما حالا باشاک‌شهیر با سه امتیاز اختلاف نسبت به گالاتاسارای، پنج هفته مانده  به پایان فصل صدرنشین است.

«گالاتاسارای ۲-رجب طیب اردوغان صفر»

موفقیت باشاک‌شهیر در این مدت کوتاه اصلا تصادفی نیست. پیشرفت این باشگاه دقیقاً در دوره بحران سه باشگاه سنتی ترکیه اتفاق افتاده که در رقابتی شدید بر سر افتخار و جام، همدیگر را تا آستانه ورشکستگی پیش برده‌اند و به این ترتیب راه را برای همشهری جدیدشان هموار کرده‌اند. در فضای سیاسی پرتنش ترکیه در سال‌های گذشته، بسیار از ترک‌ها گمان می‌کنند موفقیت باشاک‌شهیر هدف دولت فعلی است و برای همین آن را «تیم حکومتی» می‌دانند. بعد از شکست دو بر صفر باشاک‌شهیر در بازی فصل گذشته لیگ مقابل گالاتاسارای، خانم مرال آکشنر، از مخالفین دولت باطعنه توییت کرد: «گالاتاسارای ۲-رجب طیب اردوغان صفر». پیش از آن بازی اردوغان، رییس جمهور ترکیه از هواداران خواسته بود به استادیوم بروند. باشاک‌شهیر معمولاً در بازی‌های خانگی خود تنها سه هزار تماشاگر دارد. اردوغان پنج سال پیش استادیوم جدید ۱۷ هزار نفری این باشگاه را هم شخصاً افتتاح کرده بود.

اما این تنها پیوند باشاک‌شهیر با حکومت نیست. نشریه آلمانی «کیکر» در مورد این ارتباط کندوکاو کرده و در یک گزارش نوشته «مدیپول» اسپانسر اصلی این باشگاه هم یک نشانه‌ دیگر رابطه نزدیک با دولت و حزب حاکم عدالت و توسعه است. این بیمارستان‌ زنجیره‌ای که چهار سال پیش حقوق نام‌گذاری باشگاه را خرید، متعلق به فخرالدین کوچا است که حالا وزیر بهداشت ترکیه هم شده و پزشک خانواده اردوغان نیز هست. سایر اسپانسرهای باشگاه باشاک‌شهیر نیز به حزب عدالت و توسعه بسیار نزدیک‌اند. مثل شرکت کالیون که ساخت استادیوم جدید باشاک‌شهیر را برعهده داشته است. کالیون همان شرکتی است که فرودگاه بحث‌برانگیز جدید استانبول را ساخته؛ یک پروژه حیثیتی برای حزب عدالت و توسعه. به نوشته «کیکر» پیوند باشگاه باشاک‌شهیر با حزب اردوغان خانوادگی هم هست. گوکسل گوموش‌داغ، رییس باشگاه با خواهرزده زن اردوغان ازدواج کرده است.

مدیریت پایدار

اما دلایل موفقیت باشاک‌شهیر فراتر از حمایت شرکت‌های نزدیک به دولت و پیوند با اردوغان هستند. چیزی که باشاک‌شهیر را از اکثر باشگاه‌های ترکیه متمایز می‌کند استمرار و مدیریت پایدار است. نماد این تداوم عبدالله آوچی سرمربی تیم است. این مربی ۵۵ ساله که هیچ گاه بازیکن یک تیم بزرگ نبوده، سال ۲۰۰۵ تیم ملی زیر ۱۷ سال ترکیه را قهرمان اروپا کرد و مربی همین تیم استانبول بی‌بی بین سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۱۱ بود. پس از آن به مدت دو سال هدایت تیم ملی ترکیه را برعهده گرفت، اما در پی ناکامی در راه‌یابی به جام جهانی ۲۰۱۴ اخراج شد. بعدِ آن آوچی به باشگاه قدیمی‌اش برگشت که حالا دیگر اسم‌اش باشاک‌شهیر اف‌کا شده بود.

کسانی که با آوچی کار کرده‌اند او را «اهل کار تیمی» و «با ذهن باز برای ایده‌های جدید» توصیف می‌کنند. باشگاه در ماه ژانویه قرارداد او را تا سال ۲۰۲۴ تمدید کرد که در فرهنگ نتیجه‌گرای فوتبال ترکیه و رویکرد کوتاه‌مدت اغلب مدیران، اتفاق نادری است. از وقتی که آوچی در سال ۲۰۱۴ مربی باشاک‌شهیر شده تا کنون، در هر فصل به طور متوسط ۲۹ مربی جابجا شده‌اند. در فصل فعلی تا به حال ۱۶ مربی. آوچی تا کنون همه پیشنهادهایی که داشته را رد کرده است. او برای رسیدن به موفقیت به برنامه‌ریزی بلندمدت اعتقاد دارد.

«دی‌ان‌ای قهرمانی» و زیرساخت‌های فوق‌مدرن

توضیح آوچی در مورد تمدید پنج ساله قراردادش در میانه فصل، بیشتر به یک اعلامیه برای جابجایی قدرت در سوپرلیگ ترکیه بود: «ما سعی‌مان این است که اینجا فوتبال مدرن را پیاده کنیم. ما از ابتدا اهداف کوتاه-، میان- و بلندمدت تعریف کردیم. حالا موفقیت‌مان ما را به اهداف بلندمدت‌مان نزدیک‌تر کرده است. هدف کوتاه‌مدت ما قهرمانی در ماه مه است، تا باشگاه بتواند یک دی‌ان‌ای قهرمانی ایجاد کند.»

در واقع همین جا فرق اصلی باشاک‌شهیر با رقبای سنتی‌اش آشکار می‌شود. در حالی که در باشگاه‌های بزرگ ترکیه همه چیز متکی به شخص رییس باشگاه است، باشاک‌شهیر با  ساختارهای حرفه‌ای و مسئولیت‌های مشخص کار می‌کند. آوچی همراه با مصطفی اروگوت که از مدیر ورزشی به مدیر عامل ارتقا پیدا کرده، می‌تواند با اختیار کامل در مورد نقل‌وانتقالات تصمیم بگیرد. در ترکیه این هم رایج نیست که مربی دست‌اش باز باشد. مدیری مثل اروگوت که به مربی‌اش این قدر آزادی عمل می‌دهد یک استثناست.

آوچی در سال‌های گذشته زیاد به آلمان رفته و کار باشگاه‌های آلمانی در فوتبال پایه- که در اکثر باشگاه‌های ترکیه نادیده گرفته می‌شود- را از نزدیک دیده و بررسی کرده است. بخصوص برای الگوبرداری آکادمی‌هایی که باشگاه‌های آلمان طبق استانداردهای جدید طی برنامه رفرم فدراسیون فوتبال این کشور در ۱۵-۲۰ سال گذشته راه‌اندازی کرده‌اند. «کیکر» زیرساخت‌هایی که باشگاه باشاک‌شهیر ایجاد کرده را «فوق‌مدرن» خوانده است. و آوچی هم به عنوان مربی‌ای که تیم ساختن را خوب بلد است، در این ساختار خوب جفت و جور شده است. باشاک‌شهیر در چهار سال گذشته همواره بین رده‌های دوم تا چهارم قرار داشته است.

اما سرمایه‌گذاری باشگاه در فوتبال پایه زمان‌بر است و تا موقعی که جواب بدهد، آوچی مجبور است از بازیکنان باتجربه استفاده کند. در این فصل تیم باشاک‌شهیر با میانگین سنی ۳۱ سال، مسن‌ترین تیم لیگ است. ولی آوچی توانسته ستاره‌های قدیمی‌ و پابه‌سن‌گذاشته‌ای مثل امره (۳۸)، آردا توران (۳۲), روبینیو (۳۵) و آدبایور (۳۵) را دوباره احیا کند و به‌شان انگیزه بدهد. امره حالا حتی دوباره به تیم ملی ترکیه هم دعوت شده است.

آوچی در سیستم ۱-۳-۲-۴ خود به یک دفاع باثبات اعتقاد دارد. در این فصل باشاک‌شهیر در ۲۹ بازی تنها ۱۶ گل خورده است. اما با آمدن روبینیو به نظر می‌رسد آخرین قطعه پازل آوچی در حمله هم پیدا شده است.

افول خودساخته غول‌ها

در این میان باشاک‌شهیر برای رسیدن به موفقیت و اولین قهرمانی‌اش از بحران رقبا هم سود می‌برد. مشکلات ساختاری مالی غول‌های فوتبال ترکیه حالا کم‌کم دارد روی عملکرد ورزشی‌شان هم تاثیر می‌گذارد. از همه بدتر وضع فنرباغچه است که در حال حاضر در رده چهاردهم جدول است و حتی خطر سقوط هم تهدیدش می‌کند. افول باشگاه‌های بزرگ فوتبال ترکیه خودساخته است. اما سقوط لیر و کاهش ارزش آن از بعد از کودتای نافرجام سال ۲۰۱۶ و شرایط سیاسی کشور، این افول را تسریع بخشید. در سال ۲۰۱۸ لیر ترکیه در برابر یورو و دلار یک چهارم ارزش خود را از دست داد. و این برای این باشگاه‌ها که دستمزد ستارگان خارجی خود را باید به یورو یا دلار بدهند، مشکل بزرگی ایجاد کرد. وام‌های بانکی هم به یورو و دلارند، اما درآمد باشگاه‌ها تقریباً فقط به لیر است.

اما مدیران این باشگاه‌ها تحت فشار طرفداران و رسانه‌ها بیشتر و بیشتر باشگاه‌شان را در باتلاق بدهی فروبرده‌اند. در این مدلِ کسب‌وکار که تنها به دنبال موفقیت در کوتاه‌مدت است، فوق‌ستاره‌های پابه‌سن گذاشته‌ای مثل دیدیه دروگبا، وسلی اسنایدر، لوکاس پودولسکی و رابین فان پرسی با حقوق‌های نجومی و توجیه‌ناپذیر استخدام شده‌اند و باشگاه را تا آستانه ورشکستگی پیش برده‌اند.

سه باشگاه بزرگ استانبول تا پیش از آغاز این فصل روی هم چیزی در حدود ۱٫۴ میلیارد یورو بدهی داشتند. فنرباغچه ۶۲۰ میلیون یورو، گالاتاسارای ۴۷۰ میلیون و بشیکتاش ۳۸۰ میلیون. ۹ بازیکن سابق و فعلی بشیکتاش به فیفا بابت دستمزدهای معوق و طلبی که از این باشگاه دارند، شکایت کرده‌اند. در این وضعیت برای بشیکتاش چاره‌ای به جز کاهش بودجه و جدایی از بازیکنانی چون په‌په، واگنر لاو، رایان بابل و آلوارو نگردو که حقوق‌های بالایی می‌گرفتند، باقی نماند. گالاتاسارای که با باشاک‌شهیر در کورس قهرمانی است، برای بقا، هم مجبور شد دروازه‌بان ۱۸ ساله خود اوزان کاباک را بر خلاف میل فاتح تریم سرمربی تیم به مبلغ ۱۱ میلیون یورو به اشتوتگارت بفروشد، هم چاره‌ای جز فروش چند زمین باارزش خود در استانبول نداشت.

«کوه بدهی»

اوضاع فنرباغچه به مراتب بدتر است. علی کوچ که تابستان گذشته ریاست باشگاه را از عزیز یلدریم برعهده گرفت، بهتر از هر کسی وضعیت بغرنج این باشگاه را شرح می‌دهد: «وقتی ما باشگاه‌ را گرفتیم، با یک کوه بدهی ۶۰۰ میلیون یورویی روبرو شدیم. کل درآمد دو سه فصل آتی پیش‌خور شده بود. کل درآمد حاصل از فروش حقوق نام‌گذاری استادیوم‌مان هم که باید در ۱۰ سال پخش می‌شد، در همان سال اول خرج شد. ما فقط به اندازه‌ای پول داشتیم که بتوانیم تعهدات و دستمزدهای چهار ماه پیش رو بپردازیم.» اولین کاری که این سرمایه‌دار استانبولی به عنوان رییس باشگاه کرد، یک کمک مالی ۵۰ میلیون یورویی بود.

به دلیل این شرایط بحرانی اضطراری، باشگاه‌ها فصل گذشته درآمد فروش حق پخش تلویزیونی را اول فصل به عنوان پیش‌پرداخت گرفتند. علاوه بر همه این‌ها، باشگاه‌های بزرگ ترکیه تحت فشار یوفا برای ضوابط مقررات مالی «فایننشال فیرپلی» نیز قرار دارند. به عنوان نمونه فنرباغچه در سه سال آینده در صورت‌های مالی‌اش تنها مجاز است سالی ۳۰ میلیون یورو زیان داشته باشد. به گفته کوچ رییس فنرباغچه، در حال حاضر ضرر باشگاه بالغ بر ۹۰ میلیون یورو است.

ورود فدراسیون و دولت

وضعیت بغرنج باشگاه‌های بزرگ ترکیه و اولین نشانه‌های ورشکستگی آنها دولت ترکیه را بر آن داشته تا وارد عمل شود. همین سال گذشته دولت در یک قانون جدید باشگاه‌ها را مکلف کرد که دستمزد بازیکنان خود را صرفاً به لیر بدهند. البته این قانون فعلاً فقط شامل حال بازیکنان داخلی می‌شود. در ماه ژانویه نیز فدراسیون فوتبال ترکیه و اتحادیه بانک‌های این کشور یک برنامه نجات مالی دو میلیارد یورویی برای این باشگاه‌های بدهکار اعلام کردند. تا زمان تقسیط بدهی‌ها،  بانک زراعت ترکیه بدهی‌های کوتاه‌مدت و فوری برخی از باشگاه‌ها را برعهده می‌گیرد.

در ازای این کمک مالی، فدراسیون فوتبال ترکیه می‌خواهد از این به بعد نظارت بیشتری بر فوتبال حرفه‌ای این کشور داشته باشد. از کسر امتیاز گرفته تا سقوط به دسته‌های پایین‌تر، مجموعه اقدامات تنبیهی‌ای است که فدراسیون این کشور برای باشگاه‌هایی که مقررات مالی را نقض می‌کنند در نظر گرفته است. منتقدین در ترکیه نسبت به تاثیرگذاری این گونه اقدامات در بلندمدت تردید دارند. علاوه بر این کمال قلیچداراوغلو رهبر اپوزیسیون نیز انتقاد کرده که بانک زراعت بهتر است به کار اصلی‌اش بپردازد و از کشاورزان حمایت کند نه از باشگاه‌های فوتبال.

بیشترین نفع را از سوءمدیریت باشگاه‌های بزرگ، باشاک‌شهیر، صدرنشین سوپرلیگ ترکیه برده است. باشاک‌شهیر هیچ بدهی‌ای ندارد. عبدالله آوچی فصل پیش گفته بود: «ما یک برنامه بلندمدت داریم. هیچ فایده‌ای ندارد که در کوتاه‌مدت به موفقیت برسی و فصل بعدش ورشکست شوی!» فصل پیش گالاتاسارای قهرمان شد. از این فصل است ممکن است یک فصل جدید در فوتبال ترکیه آغاز شود.

255 41