قیمت واقعی دلار ۱۲ هزار تومان نیست

محمد وحدتی  ضمن تشکر از رئیس بانک مرکزی با اشاره به تغییرات اخیر بازار ارز گفت: اتفاقا اخیرا با رئیس بانک مرکزی در تبریز جلسه‌ای داشتیم. در آن جلسه من به ایشان گفتم که شما در کاهش قیمت ارز اقدامات خوبی انجام دادید اما باید سیاست‌گذاری‌هایی در جهت واقعی کردن قیمت دلار داشته باشید.

نماینده مردم بستان آباد در مجلس افزود: اقدامات اخیر بانک مرکزی باعث شده است که  دلار در مسیر برگشت به قیمت واقعی قرار بگیرد. قیمت واقعی دلار ۱۱ و ۱۲ هزار تومان نیست. قیمت واقعی دلار ۶ -۷ هزار تومان است و مطمئنا باید به این قیمت بازگردیم. این بازگشت تاثیر جدی در قیمت  کالاهای اساسی خواهد گذشت. دولت اخیرا با بانک مرکزی جلسه داشته و آقای روحانی هم  تاکید کرده که  کاهش‌ها باید بر بازار تاثیر مستقیم داشته باشد.

نایب رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان اینکه «چه بخواهیم چه نخواهیم کاهش نرخ دلار در بازار تاثیر می‌گذارد» گفت: من از برنامه‌های بانک مرکزی اطلاعی ندارم. حتی شاید بعضی از برنامه‌های بانک مرکزی محرمانه باشد اما اطلاعات موثقی از سالم بودن اقدامات بانک مرکزی شنیده‌ام. وقتی بانک مرکزی دلارها را به افراد رانت‌خوار ندهد. وقتی دلارهای ارائه شده ۴۲۰۰ تومانی در محل خودش مصرف شود و یا وقتی بانک مرکزی به کسانی اطمینان  کند که هدفشان کمک به زندگی مردم است، کاهش قیمت دلار نیر در بازار کالاها تاثیر خواهد گذاشت.

وحدتی در پایان گفت: ما باید دلار و ارز را در مسیر و محل اصلی خودش مصرف کنیم. توامان باید سعی کنیم که رانت خواری را از بین ببریم. اگر این اقدامات را درست انجام دهیم، دلار بر قیمت اصلی برخواهد گشت و بازار از ثبات نسبی برخوردار خواهد شد.

هشدار حسن کامران درباره نمایندگان کار چاق کن/محسن کوهکن:برخی پول می‌گیرند تا برای کاندیداهای انتخابات رأی جمع کنند

به گزارش خبرآنلاین، حرف تکراری «ریالی برای انتخابات خرج نکرده‌ام» را که کنار بگذاریم وقتی درباره هزینه‌های انتخاباتی با نمایندگان مجلس صحبت می‌کنیم دیگر کمتر از ۳۰ میلیون وجود ندارد. البته در میان صحبت‌های آنها یک اشتراک وجود دارد و آن اینکه هر نماینده فارغ از حوزه انتخابیه‌اش از افرادی سخن ‌می گویند که برای نماینده‌ شدن آنها آستین بالا زده‌اند و وارد میدان شده‌اند؛ هرچند اغلب آنها ادعا می‌کنند که این کمک‌ها بدون چشمداشت بوده است اما مگر نماینده شدن یک دوست چقدر می‌ارزد که بگوییم چون از دل برآید لاجرم بر دل نشیند؟!  اینجاست که می‌توان گفت شفاف شدن انتخابات بازار مکاره منفعت‌طلبان را هم جمع‌ خواهد کرد.

حسن کامران از نمایندگانی است که می‌گوید صد در صد موافق شفاف شدن هزینه‌های انتخابات است او به خبرآنلاین می‌گوید: «شفاف شدن هزینه‌های انتخابات پاکدستی را افزایش می دهد و البته شفاف شدن اینکه این هزینه را از چه کسانی می‌گیرند چون اگر از کارچاق کن ها بگیرند خودشان هم می‌شوند نماینده کارچاق کن»

محسن کوهکن نماینده مردم لنجان نیز از جمله افرادی است که می‌گوید برای انتخابات نزدیک به ۷۰ میلیون هزینه کرده است. او درباره ورود نمایندگان با هزینه‌های میلیاردی به مجلس به خبرآنلاین می‌گوید: من زیر ۱۰۰ میلیون هزینه کردم و  دلیل آن هم این است که من چندین دوره در انتخابات هستم و ستادهایم را عموما دوستانی که انگیزه‌های اعتقادی دارند اداره می‌کنند این هزینه ‌ها همان هزینه‌هایی است که اجتناب نا پذیر است.» او ادامه می‌دهد: «اینکه گفته می‌شود هزینه‌های میلیاردی وجود دارد برخی ممکن است در شهرستانی کاندیدا شود که هیچ‌گونه رابطه‌ای نداشته باشد برای همین مجبور است به افرادی پول بدهند که برایش کار کنند حتی افرادی را داشتیم که قرار داد بسته‌اند که این مقدار پول می‌گیرم تا این مقدار رای جمع کنم.»  او می‌گوید: «درباره من،همه می‌دانند در منطقه خود شناخته شده هستم و با بسیاری از اهالی آنجا رفیقم و حتی با اسم انها را صدا می‌کنم برای همین با علاقه خود کار تبلیغات را انجام می‌دهند»

کوهکن درباره انتظارت و مطالبات در قبال این خوش‌خدمتی‌ها نیز می‌گوید: «این بستگی به فرد دارد که چه کسی را انتخاب کنند بنده به صراحت می‌گویم کلیه افرادی که انتخاب کردم هیچ مطالبه‌ای از من نداشتند. من ۳۵ الی ۳۶ نفر حلقه اولیه دارم که هیچ‌کدام انتظاری از من نداشتند بنابراین این موضوع به نماینده بستگی دارد که وقتی یک فردی برای همکاری اعلام آمادگی می‌کند او را در چه حلقه‌ای قرار دارد.»

سید حسین نقوی حسینی نیز از جمله نمایندگانی است که به خبرآنلاین می‌گوید: «ریالی در انتخابات هزینه نکرده و نمی‌کند و این دیگران هستند که کار تبلیغات را داوطلبانه به عهده می‌گیرند. او در پاسخ به این سوال که یعنی دیگران محض رضای خدا برای شما بنر چاپ کرده اند گفت: آنها خودشان این کار را انجام می‌دادند در دوره‌های قبل هم همینطور بود من اعلام هم کرده بودم و امروز هم اعلام می‌کنم من نه یک ریال پول دارم که خرج انتخابات کنم و نه این کار را انجام می‌دهم.»

او می‌گوید: «همه می‌دانند من یک ریال پول ستاد و چاپ و تبلیغات نمی‌دهم تازه کسانی را هم که می‌خواهند کمک کنند گزینش می‌کنیم که مبادا رانت خوار و دزد باشند» نقوی حسینی می‌گوید: «در هر صورت انتخبات هزینه دارد و لازم است ما قاعده و قانونی برای شفاف کردن این هزینه‌ها داشته باشیم»

تمجید دوباره کالدرون از امیری: وحید را برای حمله می‌خواهم

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، گابریل کالدرون سرمربی پرسپولیس پس از پیروزی تمیش مقابل نیروی زمینی تهران در مسابقات جام شهدا اظهار کرد: به تیم مقابل تبریک می‌گویم چون فوتبال بازی کردند و کیفیت خوبی داشتند. کار آن‌ها به نفع فوتبال ایران است. ما طبق روال عادی خود بازی می‌کنیم. با دو تیم دیگر بازی می‌کنیم و تا شروع لیگ برتر با همین روند ادامه می‌دهیم. از روحیه تیم راضی هستم  و در این بازی مسائلی که در تمرینات گفته شده بود انجام شد. به تیم خودم هم به خاطر این بازی خوب تبریک می‌گویم.

او ادامه داد: من هنوز تاریخ شروع لیگ برتر را نمی‌دانم ولی زمانی که تا شروع لیگ برتر برای ما وجود دارد بسیار مفید است. با توجه به بازی‌هایی که در استانبول لغو شد و بازیکنانی که قرار است اضافه شوند، این تعطیلات فرصت خوبی برای آماده سازی به ما می‌دهد.

کالدرون افزود: بازیکنان در این بازی فرق داشتند. در بازی قبل بازیکنان جوان‌تری حضور داشتند و امروز بازیکنان باتجربه‌ای بازی کردند. من وحید امیری را برای حمله می‌خواهم چون او می‌تواند گل بزند.

او درباره تمرین پرسپولیس پشت درهای بسته گفت: در بخش‌هایی که کارهای تاکتیکی انجام می‌شود، تمرین بسته است و غیر از آن تمرین باز است. ما برای بازی‌های پیش روی باید تاکتیک‌های مورد نظر را گوشزد کنیم.

سرمربی پرسپولیس درباره حضور رضا اسدی در پرسپولیس گفت: درباره این مساله چیزی نمی‌دانم.

256 43

ماجرای هدایای گران‌قیمت پادشاه عربستان به رهبر انقلاب و خانواده ایشان

به گزارش خبرآنلاین، مهدی فاضلی معاون دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با هشتگ سبک زندگی در یک رشته توئیت ماجرای ارسال هدایا از سوی پادشاه عربستان برای خانواده رهبر معظم انقلاب را روایت کرد.

او در این رشته توئیت نوشت: ملک عبدالله در آذر سال ۷۶ که برای شرکت در کنفرانس اسلامی به ایران سفر کرده بود، از طرف «فهد» -پادشاه وقت عربستان- برای حضرت آقا و تمام اعضای خانواده ایشان هدایای بسیار گران قیمتی آورده بود. آقا به خانواده می‌گویند این‌ها متعلق به ما نیست. 

لذا این طلا و جواهرات قیمت گذاری و برای حفظ آن‌ها به‌عنوان یک اتفاق تاریخی، در اختیار آستان قدس قرار گرفت و ما به ازاء آن حدود ۲۰ واحد مسکونی برای خانواده‌های محروم تهیه شد. این جواهرات اکنون در یکی از قاب های بالای ضریح امام رضا(ع) نگهداری می‌شود. 

 ۲۱۷۲۱۶

آیت الله جوادی‌آملی در مشهد، مطالعه چه بخشی از تاریخ را به طلاب توصیه کرد؟

به گزارش خبرآنلاین، آیت الله جوادی آملی، مرجع و فیلسوف، در توصیه ای به طلاب خراسانی گفت: بر همه طلاب خراسانی لازم است سیر تاریخی علما خراسان را مورد مطالعه قرار دهند و آنها را بشناسند. آیت الله جوادی آملی افزود: طلاب باید در واقع ریشه های علمی خود مانند شیخ طوسی ها را بشناسند و بدانند که علم نیز وقف شخص خاصی نشده است لذا تا عمر داریم باید به دنبال علم و عالم شدن باشیم. از سوی دیگر مسئولین حوزه نیز وظیفه دارند نگذارند طلاب مستعد از حوزه ها خارج شوند و از نهال فروشی پرهیز کنند.

این استاد برجسته حوزه با اشاره به نسبت عقل و دین، بیان کرد: وقتی به قرآن کریم رجوع می کنیم سه اصل را به ما تفهیم می کند؛ هدف چیست؟ صراط چیست؟ و سراج چیست؟؛ ما تا فرق «صراط» و «سراج» را نفهمیم کاری از پیش نمی بریم، تا تشخیص ندهیم که عقل سراج است و تنها باید بفهمد که صاحب و مهندس این صراط چه می گوید! در ابتدای راه هستیم.

آیت‌الله جوادی آملی خاطرنشان کرد: عقل مهندس نیست، عقل چراغ است و تنها راه را تشخیص می دهد، ما باید بین صراط و سراج فرق بگذاریم، عقل اساسا منبع دین نیست، آنها که با فلسفه مخالف هستند فکر می‌کنند که فلسفه در صراط راه دارد! حال آنکه فلسفه می فهماند که عقل نمی فهمد و تنها یک چراغ خوبی است که راه را برای انسان روشن می‌کند.

وی افزود: اما همین عقل را قرآن مقام والا می‌دهد، در سوره مبارکه نساء می فرماید من اگر پیامبران را نمی‌فرستادم همین عقل با من خدا احتجاج می کرد و علیه من حجت اقامه می کرد که چرا برای من راهنما نفرستادی؟! تو که می دانستی من چیزی نمی دانم!، مقام عقل اینچنین است، این عقل نباید در حوزه ها مغفول بماند، این سراج باید در حوزه ها تقویت شود.

/6262

درخواست نماینده مجلس از کارگردان «گاندو» برای ساخت سریال حضرت معصومه (س)

احمد امیرآبادی در تجمع بزرگ روحانیون، فرهیختگان و مردم انقلابی قم که پس از نماز جمعه امروز (جمعه ۴ مرداد) قم در مصلی قدس برگزار شد، اظهار کرد: «ما یک دینی به این شهر و حضرت معصومه (س) داریم و از آقای افشار درخواست داریم که پیگیر ساخت سریال «حضرت معصومه» (س) که از سال‌ها قبل مطرح شده است، باشند و نمایندگان مجلس و تولیت آستان مقدس حضرت معصومه حامی ایشان و تیم ساخت فیلم خواهند بود.»

سریال «گاندو» تازه‌ترین ساخته جواد افشار است که چندی پیش از شبکه سه سیما پخش شد. 

۵۷۲۴۳

عالیشاه لنگ لنگان ورزشگاه را ترک کرد

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، امید عالیشاه بازیکن تیم فوتبال پرسپولیس در جریان بازی با نیروی زمینی از ناحیه پای راست آسیب دید به طوری که قادر به ادامه بازی نبود.

عالیشاه پس از مداوای پزشکان مجبور به بستن پای خود با یخ شد تا پای او ورم نکند.

عالیشاه به دلیل همین مصدومیت لنگان لنگان ورزشگاه شهدای شهر قدس را ترک کرد.

256 43

کاخ‌سفید: ترامپ به حمایت از همپیمانان در مقابل ایران در تنگه هرمز پایبند است

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که رئیس جمهور آمریکا روز سه‌شنبه در سخنرانی گفته بود این غیر منصفانه است که آمریکا نقش پلیس تنگه هرمز را ایفا کند و از کشتی کشورهای ثروتمندی همانند عربستان سعودی، چین و ژاپن حفاظت کند.

روزنامه یواس‌ای‌تودی نیز روز سه‌شنبه در گزاشی نوشته بود که ترامپ سال‌ها است که ایران را تهدید می‌کند و می‌گوید مایل است علیه آن از زور نظامی استفاده کند، اما دستیاران و افراد نزدیک به ترامپ می‌گویند او با توجه به انتقادهایش از «جنگ‌های بی‌پایان آمریکا» در عراق و افغانستان تمایلی به اقدام علیه ایران، مگر در صورت بروز یک اقدام بسیار تحریک‌آمیز ندارد.

دوری ترامپ از هرگونه تقابل با ایران صدای متحدان عربی خود در منطقه غرب آسیا را نیز در آورده است. 

«ضاحی خلفان»، معاون رئیس پلیس دبی روز سه‌شنبه از رئیس جمهور آمریکا  به خاطر اینکه هیچ کاری در مورد ایران انجام نمی‌دهد انتقاد کرده و او را خرگوش خواند. وی با انتشار مطلبی در توئیتر نوشت: چرا ترامپ برای عرب‌ها شیر بود، اما مقابل ایران خرگوش شد.

310311

از دانش تا شبه‌دانش در تمدن مسلمانی

هرزگویی یا هرزنویسی پدیده ای است که روزانه رخ داده و امروزه که رسانه ها فراوانند، حجم بیشتری از این هرزها را شاهد هستیم. انبوه هرزگویی ها، بدون آن که از صافی سنجش و ارزیابی عبور کرده باشند، بر مغز مخاطبان فرود می آیند و بسیار اثربخش هستند. در میان آنها، دانش و دانایی های فراوانی هم هست که فاصله روشنی ـ اما بدون خط سیاه و سفید ـ با هرزگویی دارد. مرزهای مشخصی برای تشخیص این دو از دیگر، سخت و دشوار بدست می آید. فرض کنید، خطیبی طی یک ساعت از همه معلومات رایج در بازار استفاده و خطابه ای ارائه می کند، و اهداف مشخصی را دنبال. چگونه می توان مرز میان هرزگویی و درست گویی را در میان انواع داده های او تشخیص داد؟ این امر، در حوزه سیاست و اجتماعیات و انسانیات، به مراتب بیش از دانشی است که در علوم طبیعی و ریاضی ارائه می شود، گرچه در آنجا هم همیشه لایه هایی هست که از این دست هرزگویی ها در آن وجود دارد، اما به هر حال، آنجا عرصه بر گوینده تنگ است، اما در سایر موارد نه.  این روزها در خبرها آمده بود که در عرض چند روز، رئیس جمهور کشور امریکا، بیش از شصت دروغ گفته است. معلوم نیست در میان بقیه سیاستمداران این رویه تا چه اندازه کمتر است، و یا فی المثل، در گفتارهایی که در رسانه ها به عنوان علم و دانش و حتی تحت عنوان روشنگری و تبیین راه ولو در حوزه دین گفته می شود، چه مقدار راست و ناراست داخل هم عرضه می شود. همین که وقتی چیزی طرح می شود، عده ای مخالفند، پیداست که مشکلاتی وجود دارد.

سوال این است که بشر برای تکفیک این علم ها و شبه علم ها چه کرده است؟

از وقتی که ارسطو در باره برهان و جدل و مغالطه نوشت، و اساس منطق را به عنوان یک علم بنیاد گذاشت، همواره، تلاش آدمیان این بوده است که وقتی حرف می زنند، مطلبی می نویسند، و برای اثبات گزاره ای استدلال می کنند، مراقب باشند در چارچوب برهان باشد. اگر  هم در قالب جدل است، وضعش مشخص باشد، و در ضمن دارای مغالطه نباشد، و آنان بتوانند مغالطات دیگران را هم که انواعش را ارسطو شناسانده بود، بشناسند.

اما به راستی، چگونه است که ما روزانه، صدها بلکه هزاران گزاره را ملاحظه می کنیم که بدون برهان و استدلال، در میان مردمان مقبول واقع می شود و بیساری از افراد در آن شک و تردید نمی کنند؟ این امر، در مناسبات جاری  و گفتگوهای روزانه میان مردم، امری  عادی و محسوس است، اما وقتی علمی شکل می گیرد، تصور این است که می باید در چارچوب منطق باشد.

می توان گفت، برخی از علوم، یا منظومه هایی از شبه دانایی که نام علم به خود گرفته،  از اساس سلطه منطق را نمی پذیرند و راه دیگری را می روند. مقصود از هذیان گویی اشخاص مریض یا پرت و پلاهای یک شبه دیوانه نیست. آنها که تکلیفشان روشن است، مقصود، منظومه هایی است که فارغ از آن که تحت تأثیر مسائل روانی، اخلاقی، ملی، و یا بیولوزیک باشد، در پی ارائه یک مجموعه دانایی در باره موضوعی مشخص و اثبات سلسله گزاره هایی برای درک و دانایی بهتر است.

مهم این است که آدم وقتی یک متنی را می خواند، یا خطابه ای را می شنود، بفهمد که اولا مربوط به کدام دانش است، روشی که در آن دانش اساس پذیرش گزاره هاست، چیست؟ آیا گوینده یا نویسنده آن اصول را رعایت کرده است یا خیر؟ دیگر این که آیا این «علم»، علمی که آن گزاره حاوی آن است، یک علم جهانی است که همه آدمیان روی زمین دست کم در روزگار ما قبول دارند یا محلی است، فقط علمی است که مربوط به یک تیره و طایفه بخصوص است. مثلا طلسمات در ظاهر عبارت از مشتی معلومات است، دسته ای آن را به رسمیت می شناسند، بر اساس آن این دانش را که ویژه جماعت خودشان است طراحی می کنند، و نوعی علم و اطلاع برخاسته از آن را بر اساس روش خود، عرضه می کنند. در مقابل ریاضیات جهانی است نه محلی. آنچه بر ما لازم است این است که در یک نگاه بیرونی، وقتی دانشی را ملاحظه می کنیم، از این زاویه مورد توجه قرار دهیم.

روشن است که باید میان دانش ها  فرق گذاشت و هر دانشی را از نظر تاریخ و سابقه، روندی که در آن بالیده، اصولی که بر اساس آن گزاره های خود راثابت یا رد کرده، و دیگر امور را بررسی کرد. گاهی اجزاء آن هم احکام متفاوتی دارد. پیش فرض ها از علم دیگری آمده، و مشکل در نتیجه گیری یا استدلال های تازه درون آن است.

 البته ارسطو وقتی منطق را بنیاد نهاد، آن را علیه سوفسطائیان که جریانی تا حدی شبیه همین نگاه های علمی مدرن و پست مدرن است، نوشت. او تصور می کرد منطق یک روش جهانی و ابدی است. این سخن او را اساسا سوفسطائیان قبول نداشتند. در واقع آنها مدل های دیگری از راستی و درستی را عرضه می کردند. اینها سوفسطائیان قدیم بودند که از ارسطو شکست خوردند. از رنسانس به این سو، ستونهای منطق ارسطویی شکست خورد. نه از این زاویه که اصلش نادرست است، از این نظر که پرسشی استعلایی، در باره ماهیت شناخت، بر فراز منطق ارسطویی به پرواز درآمد. «آگاهی» که در باره ماهیتش سوال می شد، به نوعی «خودآگاهی» تبدیل شد و مورد پرسش قرار گرفت و در مسیر تردید. سیر این مباحث، به طور مداوم، تمامی عرصه های شناخت را به چالش کشید. این راه را نمی خواهیم دنبال کنیم. بلکه می خواهیم در همان دنیای ارسطویی از مدلهایی از دانایی یاد کنیم که اصلا زیر بار سلطه ارسطو و منطق او نرفتند.

اصلا مشکل ما در مجموعه معلوماتمان در تمدن گذشته مسلمانی چیست؟ مشکل ما منظومه هایی شبه علمی است که وقتی از بیرون به آنها نگاه می کنیم، در کنار سایر علوم با درجه اعتباری متفاوت قرار گرفته اند، اما به هر حال گاه طی قرنها بلکه بیشتر، به عنوان علم، از نسلی به نسل دیگر منتقل شده اند. ما چه قدر باره ماهیت اینها از نظر معرفتی کاوش کرده ایم. همیشه بحث می کنیم که چه چیز درست است چه چیز نه. کدام یک استدلالی برای خود دارد یا ندارد. اما این را تا چه دامنه ای پیش برده ایم. طبعا اختلاف نظر هم بوده است. فخر رازی در تفسیر خود، بحثی در باره سحر دارد. او انواع و اقسام آنچه را که سحر نامیده می شود بحث می کند. از تفاوت نگاه های معتزله و بقیه سخن می گوید. این قبیل کاوشها، برای یافتن ماهیت یک مجموعه دانایی یا شبه دانایی، تا کجا پیش رفته است؟ آیا اصول روشها و بحث های عمیق در سنجش، برای حفظ حرمت دانش، میان نخبگان یک جامعه و راهنمایان، عمومیت یافته است. البته این مسأله دوم است، اما به هر حال بسیار اهمیت دارد، چون ممکن است دانشمندی باشد که دانسته ها را دانسته، اما این دانستگی، عمومیت میان نخبگان نیافته باشد و در نتیجه آن یک مورد یا دو مورد، نمی تواند شاخص سنجش باشد.

طلسمات یا حتی کیمیا دو نمونه از آن میان است. فکر می کنم نمونه ها بسیار بیشترند. این مهم است که بدانیم چطور این منظومه های به ظاهر علمی، به راحتی مورد استقبال واقع شده و پذیرفته می شوند.

فرض کنید، جماعتی معبّر خواب هستند، از تعبیر خواب یک علم ساخته اند و سعی می کنند خوابها را تأویل و تعبیر و تفسیر کنند و حقیقت آن را به گمان خود روشن کنند. اینها عین فرهنگ نامه نویسان، مشتی لغات را از زندگی آدمی گرفته و هر کدام آنها را اگر کسی در خواب ببیند، تعبیر و تفسیری ویژه می کنند. مثلا اگر کسی «مار» در خواب ببیند، معانی و تفسیر و تأویل ویژه ای دارد. همین طور، دریا، یا دیوار، ستاره یا هرچیز دیگر. تصور کنید، از مجموع اینها، کتابهای بزرگی فراهم آمده که به صورت الفبایی ذیل هر مدخلی، کلی تفسیر و تأویل درج می شود. اینها با کدام برهان قابل اثبات است؟ هیچ. در عین حال، در جوامع قدیم و جدید، بسیاری این تأویلات را می پذیرند و برای آنها سهمی در زندگی تعریف می کنند. دانش تعبیر خواب، شبیه بسیاری از دانش های دیگر، یا شبه دانش ها، به هیچ وجه، از دالان منطق ارسطویی  عبور نمی کند، اما گزاره های آن، در بسیاری از اوقات ثابت و مستدل تلقی به قبول می شود. [نمونه های قرآنی، با دانش نبوتی است، و سنجش آن هم از همان طریق ممکن است].

حال باید پرسید، ما چه اندازه حق داریم در این قبیل دانش ها، وارد بحث شویم؟ آیا می توانیم یکسره آنها را باطل بدانیم، یا باید یکسره حق شان دانست، یا مثلا فرق گذاشت میان یک خواب خوب، یا خواب بد. خوابی که با شکم پر دیده شده یا با شکم خالی. خوابی که نیمه شب دیده شده، یا صبحگاهان. می دانیم که اینها هم برای معبران خواب اهمیت زیادی دارد. همه اینها، هویت این دانش را ساخته و هزاران سال است که بشر را زیر سایه خود نگاه داشته، و بخشی از زندگی و روش زندگی کردن را به او تعلیم داده است.

شاید از نظر ارسطور همه اینها زیر مجموعه سوفسطیقا یا همان مغالطه باشد، اما بخشی جدایی ناپذیر از دانشی است که مردمان ما داشته و دارند. این علوم، در یک اثر مکتوب، گاه تا هزاران صفحه هستند. جملاتی که ممکن است از نظر ما بی معنا و مهمل باشد، اما برای بسیاری، گویی معانی بهم پیوسته و مفهوم دارد.

نمونه دیگر کتابی در طلسمات، شامل صدها صفحه، با جداول و نقوش و خطوط ویژه و توضیحاتی و عباراتی که هیچ انسجامی و استدلالی و برهانی در آنها نیست. اصلا روال علمی به معنای معهود ندارد که بشود نامش را برهان یا جدل یا خطابه گذاشت. حتی اصول مغالطه هم بر آن کارگر نیست. چون اصلا عبارت معمولی با مفاهیم شناخته شده نیست. اینها چه حکمی دارند؟ می دانیم که بشر از قدیم ترین زمانها با طلسمات سروکار داشته و حالا هم در غرب و شرق طرفدارانی دارد. این معلومات، حتی در تقسیم بندی علوم در قدیم هم جایی ندارد، اما صدها بلکه هزاران نسخه در طلسمات و علوم غریبه در کتابخانه های دنیا هست که بسیاری نسبت به آنها شگفت زده هستند.

بسیاری از آنچه خرافات تلقی می شود، هم از نظر آدمیان قدیم یا علم جدید، همین حکم را دارد. هزاران سال مردمانی، بتی را می پرستند و برای او نقشی ویژه در اداره آسمان و زمین قائل هستند. ساده ترین نقد برای آنها، همان که در قرآن هم خطاب به بت پرستان گفته شده، این است که اینها هیچ تأثیری در زندگی شما ندارند و نفع و ضرری به حال شما نه.

این توضیحات را فقط از این بابت آوردم که بگویم، کسانی که نقش علمی در جامعه دارند، حواسشان باشد که نسبت به معلومات و معارف موجود در جامعه، در هر بخش، چه موضعی دارند و در باره صحت و سقم گزاره هایی که روزانه می خوانند و شاهدش هستند، به مردم چه موضعی را در سنجش آنها تعلیم می دهند.

اگر قرار است کسانی وظیفه ترویج علم را در جامعه داشته باشند، و بخواهند «علم» را در ذهن جامعه ای حک کنند، در ارتباط با این مسأله که گذشت، چه موضعی خواهند داشت؟ چه کارهایی باید انجام بدهند؟ همین طور برای کسانی که تاریخ علم یا جامعه شناسی علم را در جامعه ای کار می کنند، آنها در سنجش وضعیت جامعه در ارتباط با علم، از این قبیل دانش ها، چه تفسیری ارائه خواهند داد؟ در نهایت، چه تکلیف و توصیه ای در ارتباط با آنها  خواهند داشت. آیا خواهند گفت باید آنها را دور ریخت؟ یا توصیه دیگری می کنند.  

اکنون چند نمونه را از چند دانش می آوریم:

1. این روزها کتابی در تعبیر خواب دیدم که بسیار حجیم و در شکل و قالب یک فرهنگ لغت، پدیده های دیده شده در خواب را شرح می داد و ذیل هر کلمه انواع و اقسام تأویلات را داشت. این که مثلا فلان شیء را چگونه ببینید، از چه جنسی ببییند و جز اینها، چه تغییری در تأویل آن خواب رخ می دهد. البته، وقتی این متن خوانده شود، در مواردی می شود حدس زد که چرا این تأویلات صورت گرفته و منشأ آن چیست. مثلا اگر سنگ در خواب دیده شود، تأویل سنگ دلی از آن خواهد شد، یا استواری و استقامت. به همین قیاس در موارد دیگر هم همین طور است. مهم این است که یک فرهنگ کامل برای این تأویلات نوشته می شود. گاه هزار صفحه، کمتر یا بیشتر. این همه علم! این هم مطلب به عنوان دانایی. با این تسلط در جامعه.

در این کتاب، ذیل عنوان «لوح» و این که اگر کسی لوح مثلا چیزی شبیه تخته سیاه در خواب ببیند، چه تأویلی دارد؟ متن این است:

لوح اطفال اگر از چوب ببیند، مطلق دلیل فرزند باشد.

و اگر آهنین ببیند، دلالت بر فرزند عالم صاحب قوت کند.

و اگر دید که صیقل یافته بود، آن فرزند نیک شجاع باشد و بر مرادات قادر بود.

و اگر از سنگ ببیند، فرزندی سخت دل بود.

و اگر از مس ببیند فرزندی منافق بود.

و اگر از قلع ببیند حاشا در جولیه ی او بحث بود.

و از آن سایر جواهر، به حسب جوهر آن، حکم باید کرد.

و ارطامیدورس گوید: لوح اطفال حکم آینه دارد، چه، چنان چه آینه صورت ها می پذیرد، لوح صورت کتابت قبول می کند، بنابرین بعضی از تأویلات آینه به الواح راست آید و اگر دید که بر آن لوح پیزی نوشت، پسر را از آن طور تعلیم کند. و اگر دید که لوح تحریر او نیک می پذیرفت، فرزندش قابل تربیت و ارشاد باشد و بالعکس.

و صادق رضی الله عنه تأویل لوح اطفال بعد از پسر به عالم یا عبادت یا حکمت یا شخص متمول فرموده، و در تقسیم بدین عبارت آورده.

2. بسیاری از آثار طبی کهن همین حکم را دارد. در بسیاری از متن های کهن پزشکی، حتی متنی معروف مثل تحفه حکیم مومن که کتاب دست طبیبان در قرون اخیر بود، گاهی یک صفحه مطلب در باره یک داروی گیاهی و آثار گونه گون آن هست که شامل چندین گزاره پیاپی در باره تأثیرگذاری عجیب و غریب آن در درمان انواع بیماریها در جاهای مختلف بدن است. وقتی شما این متن را می خوانید، احساس می کنیدبا هیچ نوع روش علمی امروز، گزاره های آن قابل اثبات نیست. حتی با روش عقلی قدیم یا برهان و قیاس هم نمی شود در باره اش قضاوت کرد. در عین حال، سراسر آن کتاب، مشتمل بر هزاران گزاره از این دست و احکام خاص برای درمان بیماری ها و مقبول جامعه ایرانی و اثری کاملا مقبول بوده است. این همه «علم» و دانش، چگونه شکل می گیرد، و چگونه هزاران یا صدها سال، در میان مردمی به عنوان «دانش» تلقی می شود. کجای کار مشکل دارد که چنین دانسته هایی، حکم «دانایی» به خود می گیرد؟ مثلا یک متن در باره تقویت قوه باه یا همان مسائل جنسی را نگاه کنید. هیچ گونه مقدمات درستی از لحاظ شناسایی موضوع  وعناصر شیمیک آن مانند آنچه در پزشکی جدید هست، ندارد، جز این که فلان نوع شیء از خوردنی یا حتی اجزاء حیوانی و امثال آن، برای تقویت قوه جنسی سودمند است. در این باره، صدها کتاب یا بخش هایی از کتابهای طبی قدیم، وجود دارد که در آنها، صدها بلکه هزاران گزاره به عنوان «دانایی» و علم دیده می شود. این «دانسته ها» چگونه در ذهنیت یک قوم شکل می گیرد، و در حکم علم در میاد؟ جالب است که اگر کسی قصد مقابله با آنها هم داشته باشد، بسیاری برابر آن مقاومت می کنند. «فایده: حجامت نزد اطباء مشروط است به سه شرط: اول آن که در وسط ماه واقع شود، و  وجه آن چنین گفته اند که قمر را تأثیر عظیم است در رطوبات عالم، و زیادتی و تنویر آن سبب زیادی نور او، و در اول و آخر ماه، مواد ساکن است، و این معنی در فصد نیز معتبر است، لیکن در حجامت مبالغه بیشتر است. زیرا که اعتبار آن در حجامت از ظاهر بدن است، و مواد در وقت زیادتی نور قمر مایع منثور است در ظاهر، و در حین نقصان نور، ساکن است در باطن. و استفراغ فصد بیشتر در باطن است». یک نمونه در باره تعیین وقت حجامت است.

3 . علم حروف، از علومی است که روزگاری بسیار محبوب بود، و قرنها بلکه هزاران سال، آدمیان را به خود مشغول کرده بود. کتابهای پرحجمی معارف حروفی را که حاوی هزاران گزاره و قضاوت در باره زندگی و ارزشها و غیره است، ارائه می دهند. چه کسی می داند که این هم معارف و معلومات، کجا باید محک زده شود. در حرز الامان در باره حرف «غ» آمده است: «در حواص حرف غین، اهل خاصیت نوشته اند که این حرف در اعمال از برای احداث فته و فساد و برای شقاوت و ضلالت اعداء مستعمل است. و سکاکلی آورده که اگر کسی این حرف را هر روز هزار مرتبه بگوید و به جانب دشمن دمد، به زودی نیست و نابود شود. و اگر بر برگ حنظل نویسد، به همین عدد و در خانه دشمن اندازد یا دفن کند، از آن خان و مان آواره گردد. اعمال این حرف در خصومت بسیار است، و بعضی گویند که تکرار وی به نیت ثروت و توانگری مقرون به اسم شریف الغنی، مثمر ثروت و حصول نعمت است». بنگرید که در یک حرف غین، چه خواصی نهفته است. هم دشمن را نابود می کند، و هم شخص را ثروتمند. اثبات این گزاره ها در کجا صورت می گیرد، و چگونه این کتابها و محتواها، مقبول بوده است؟ چه قدر از دانش ها و معلوماتی که ما داریم، از این قبیل هستند؟

4. دانش «احکام نجومی» در باره تأثیر وضعیت کرات آسمانی در زندگی آدمی، صدها نسخه خطی و هزاران برگ را به خود اختصاص داده است. انواع و اقسام ادعاهای شگفت که گویی مبانی آنها از نظر صفات و ویژگی های فرضی که برای سیارات قائل می شده اند، درست است اما یکی از آنها قابل اثبات نیست و از قدیم هم کسانی این را یادآور شده اند، اما به عنوان معارف و معلومات، همواره محل رجوع و موثر در حل و فصل مسائل و مشکلات زندگی بوده است، به حدی که بسیاری از جنگها و صلحا، ناشی از همین سخنان بوده است: «در حکم دلیلهای درخشیدن برق، اگر در این ماه برق بسیار جهد، دلی کند که اول سال چهارپایان را آفت رسد و قتل و فتنه بسیار بود، و مردم را اندیشه و غم و اندوه بود، و اهل تجارت را کسب و معیشت کمتر بود، و اما طعام فراوان باشد… در حکم دلیل های آتش که از هوا بر زمین افتد: اگر در این ماه آتشی از هوا بر زمین افتد، دلیل کند بر جور و ظلم کردن پادشاه بر رعیت، و نیز دلیل کند بر صعبی زمستان و برف و یخ بسیار و مخالفت ملوک با یکدیگر، و تشویق و اندشه مردم». و همین ترتیب هزاران صفحه دیگر.